خالد قادری
خانم حکیمی، یک هنرمند و دانشآموخته گرافیک در کابل است. او پس از ممنوع شدن کار زنان در ادارات خصوصی از سوی طالبان، بیکار شد. خانم حکیمی که اکنون به یادگیری مهارتهای جدید و حفظ ارتباطات اجتماعی ادامه میدهد، در این گفتوگو از چالشهای اجتماعی که زنان و دختران با آن مواجهاند، صحبت کرده است.
راوی زن: برای شروع صحبت و بهمنظور آشنایی مخاطبان راوی زن با شما، لطفاً مختصری از خودتان بگویید.
حکیمی: من خانم حکیمی هستم، یک دانشآموخته گرافیک ۲۵ ساله که در کابل زندگی میکنم. از دوران کودکی به هنر و طراحی علاقهمند بودم و این علاقه مرا به سمت تحصیل در رشته گرافیک سوق داد. همزمان با تحصیل، در یک دفتر خصوصی کار میکردم که این تجربه به من کمک کرد تا مهارتهای کاری و اجتماعیام را تقویت کنم. این کار نه تنها به من احساس استقلال و قدرت بیشتری بخشید، بلکه به من این باور را داد که میتوانم به اهداف بزرگتری دست پیدا کنم.
سال آخر تحصیلم را تحت حاکمیت طالبان گذراندم. قبل از آنکه دستور بسته شدن دانشگاهها صادر شود، موفق شدم فارغالتحصیل شوم. با این حال، پس از فراغت از تحصیل، شرایط زندگیام به شدت تغییر کرد. شغلم را از دست دادم و با بیکاری مواجه شدم. بیکاری، بیسرنوشتی و محدودیتهای فزایندهای که طالبان هر روز با ما وضع میکنند، مرا با چالشهای بیشمار روحی، اجتماعی و مالی روبرو کرد.
راوی زن:خانم حکیمی، به عنوان یک زن جوان، ممنوعیتهای وضع شده از سوی طالبان بر زنان افغانستان چگونه بر کلیت زندگی شما تأثیر گذاشته است؟
حکیمی: این ممنوعیت نه تنها بر زندگی من، بلکه بر زندگی بسیاری از زنان دیگر تأثیر عمیقی گذاشته است. من با دستورات طالبان که کار زنان را در دفاتر خصوصی ممنوع کردند، از کار بیکار شدم؛ احساس بیهویتی و ناامیدی میکردم. کار برای من نه تنها منبع درآمد بود، بلکه بخشی از هویت و استقلال من نیز محسوب میشد. کار، نقطهای بود که دوران مکتب و دانشگاه را به امید رسیدن به آن طی کرده بودم. این شرایط، باعث افسردگی و احساس انزوا در من شد.
با هر ممنوعیت تازهای که طالبان وضع میکنند، من حس میکنم در تاریکی فرو میروم. صبحها معمولاً با احساس سنگینی از خواب بیدار میشوم. وقتی به بیرون میروم، احساس میکنم که هر قدمم تحت نظارت است. وقتی با کسی صحبت میکنم، یک هراس گنگی مدام در دلم ته و بالا میشود. این احساس ناامنی و فشار روانی، حتی بیرون رفتن را هم برایم دشوار کرده است؛ و فکر میکنم هدف طالبان هم رسیدن به همین نقطه است که زنان دیگر خودشان نخواهند به اجتماع و فضای عمومی بیرون شوند. در گذشته، گشتوگذار با دوستانم و رفتن به کافهها بخشی از زندگیام بود، حالا هرچند این چیزها به یادگاری تبدیل شدهاند، ولی باز هم نمیخواهم حضورم از اجتماع حذف شود؛ حتی اگر در حد یک قدم زدن ساده مملو از ترس در یکی از کوچههای کابل باشد.
راوی زن: این احساس ناامنی که توصیف کردید، بر روابط اجتماعی شما چه تأثیری گذاشته است؟
حکیمی: بله، به شدت. روابط من با دوستان و خانوادهام تحت تأثیر این محدودیتها قرار گرفته است. گاهی پرخاشگر و کمتحمل میشوم. دیگر نمیتوانیم با دوستانمان به راحتی دور هم جمع شویم یا به تفریح برویم. بسیاری از دوستانم به دلیل شرایط مجبور به ترک کشور شدند و این باعث شده که احساس تنهایی کنم. بهطور عجیبی، حتی در جمعهای کوچک خانوادگی هم نگرانم که مبادا صحبتهایمان به گوش کسی برسد و عواقبی داشته باشد که همه از آن میترسیم. این محدودیتها باعث شده که احساس کنم در یک قفس محبوس هستم و نمیتوانم پرواز کنم.
راوی زن: بعد از اینکه از کار محروم شدید، با چه چالشهایی مواجه شدید و چگونه بر آن غلبه کردید؟
حکیمی: من حدود یکسال بیکار بودم. در آن دوران، کمبود منابع مالی یکی از بزرگترین چالشها بود. همچنین، از نظر روحی و روانی نیز تحت فشار قرار گرفتم. عدم امکان ارتباط با همکاران و دوستانم باعث شد که احساس تنهایی کنم. این وضعیت به شدت بر اعتماد به نفس من تأثیر گذاشت و فکر کردن به آینده برایم دشوار شده بود.
بعد از مدتی موفق شدم که کار آنلاینی پیدا کنم. کار آنلاین به من این امکان را داده است که همچنان در زمینه گرافیک فعال باشم. البته چالشهای خاص خود را دارد، مانند نداشتن ارتباط مستقیم با همکاران و نیاز به مدیریت زمان. اما در کل، احساس میکنم که هنوز میتوانم به اهدافم ادامه دهم. در عین حال، مشغول یادگیری زبان انگلیسی هستم. چون به دلایل متعددی قصد مهاجرت را دارم؛ اولاً، شرایط فعلی در افغانستان برای زنان بسیار دشوار است و دوم اینکه من به دنبال فرصتهای بهتر برای تحصیل و کار هستم. هرچند امیدوارم بتوانم در یک محیط امنتر و حمایتکنندهتر زندگی کنم و به اهدافم دست یابم؛ اما گاهی اوقات، وقتی به محدودیتها فکر میکنم، حس میکنم که این تلاشها بیفایدهاند. با وجود همهی تلاشها، همیشه در پسزمینهی ذهنم ترس از آینده وجود دارد.
راوی زن: شما نمونهای از میلیونها زن افغانستان هستید که با محدودیتها درگیرید، میخواهم بپرسم چه نگرشی نسبت به آینده دارید؟
حکیمی: وضعیت فعلی زنان بسیار نگرانکننده است. دختران از تحصیل محروم شدهاند، فرصتهای شغلی محدود شده است، و زنان رسما حق زندگی در اجتماع را ندارند.
امیدوارم که روزی تغییراتی در وضعیت زنان در افغانستان اتفاق بیفتد. اما واقعیت این است که ما هر روز هم با چالشهای جدیدی روبرو هستیم. اگرچه امید دارم که صدای ما به گوش دیگران برسد و حمایتهای بینالمللی بیشتر شود، اما باید واقعبین باشیم و بدانیم که مسیر سختی پیش رو داریم. امیدوارم بتوانیم روزی زندگی عادی و امنی داشته باشیم و دوباره بتوانیم آرزوهایمان را دنبال کنیم.
میخواهم این را بگویم که تغییرات ممکن است زمانبر باشند، اما با تلاش و همبستگی، میتوانیم به سمت تغییرات مثبت حرکت کنیم.







