خالد قادری
حلیمه پژواک، فعال حقوق بشر و بنیانگذار «شبکه زنان جمهوریخواه» است. او فارغالتحصیل اقتصاد مدیریت از دانشگاه هرات بوده و پس از تسلط طالبان بر افغانستان به ایران مهاجرت کرده است. در این گفتوگو به فعالیتهای خانم پژواک و نقش جنبشهای اعتراضی زنان در برابر طالبان، پرداخته شده است.
راوی زن: لطفا مختصری از مسیر تحصیلی و حرفهای و فعالیتهای کنونی خود بگویید.
پژواک: من حلیمه پژواک، فعال حقوق بشر و فارغالتحصیل اقتصاد در بخش مدیریت دانشگاه هرات هستم. در عین حال، دانشجوی سال آخر حقوق علوم سیاسی در یکی از دانشگاههای خصوصی هرات بودم که متأسفانه بعد از حاکم شدن گروه طالبان، بهخاطر خطرات و تهدیدات امنیتی، مجبور شدم افغانستان را به مقصد ایران ترک کنم. در حال حاضر، در تبعید با دشواریها و چالشهای زیادی زندگی میکنم، ولی در زمان جمهوریت فعالیتهای مدنی و حقوق بشری متعددی داشتم و بنیانگذار یک نهاد مدنی بودم که از این جهت خرسندم که با جمعی از فرهیختگان کشورم، که شامل دختران آگاه، باظرفیت، متعهد، مبارز، شجاع و مسئولیتپذیر بودند، توانستم در سال ۲۰۱۶ «شورای بانوان خردورز» را با دریافت جواز از وزارت عدلیه وقت ثبت و تأسیس نمایم؛ چون هدف از ایجاد این شورا مبارزه در مقابل بیعدالتیهای اجتماعی، بهخصوص علیه زنان کشورم و مظاهر جامعه مردسالار و زنستیز افغانستان بود و در این راستا، تلاش مرکزی این نهاد بلند بردن سطح آگاهی، بیداری جامعه برای توسعه، پیشرفت و ظرفیتسازی زنان بود.
پس از اینکه دوران سیاه و تاریک طالبان در ساختار قدرت سیاسی کشور شکل گرفت، با شروع حاکمیت نامشروع آنها و قبل از حاکم شدنشان، همیشه تهدیدات امنیتی از جانب آنها ادامه داشت. من به دلیل مقابله با تفکر و اندیشه زنستیزانه و ضد مدنی طالبان، بهصورت متداوم با همقطاران فعال خود مبارزه کرده و برای تداوم فعالیتها به اشکال اعتراضات مدنی، تشکیل خانههای تیمی، کتابخوانی، پخش شبنامهها و دیوارنویسیها، توسط جاسوسان طالبان شناسایی شدیم و چون هر یک زندگی و حیات خود را در خطر میدیدیم، من هم مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدم. این در حالی بود که یک دختر نوجوان و بیپناه از یک جامعه سنتی بودم. ابتدا به یک قریه حوالی شهر هرات پناه بردم تا اینکه راه هجرت را گزیدم و افغانستان را به مقصد کشور ایران ترک کردم.
راوی زن: شبکه زنان جمهوریخواه چگونه شکل گرفت و چه فعالیتهایی در داخل و خارج از کشور داشته است؟
پژواک: من بعد از هجرت مصمم شدم که با دوستانم به مبارزه بیامان علیه حاکمیت طالبان ادامه بدهم، چون سرنوشت من و میلیونها دختر جوان با این مبارزه میتوانست تغییر کند، تا اینکه در سال ۲۰۲۱ با جمع زیادی از زنان و دختران شجاع، روی یک هدف واحد و مشترک، برای براندازی نظام سیاه، ظالم و تروریستی طالبان گرد هم آمدیم و شبکه زنان جمهوریخواه را تأسیس کردیم؛ زیرا جمهوریت در ساختار خود، انتخابات، آزادی فکری، سیاسی، مدنی و شهروندی را در پرتو آزادی بیان، با مشارکت جمعی و عدم تبعیض جنسیتی، همطراز میدانست و ما از ارزشهای ساختاری جمهوریت برخاسته بودیم و محصول آن بودیم، سوای بیعرضگی و بیکفایتی مدیران فراری و خائن آن. ما متعهد شدهایم تا جمهوریت را احیا کنیم و ساختارهای واقعاً دموکراتیک آن را ایجاد نماییم و این گروه جمهوریخواه خود مثالی از این فرآیند خواهد بود.
فعالیتهای این شبکه بر سه اصل استوار است:
1. بررسی و نحوه عملکرد طالبان در داخل کشور، رصد کردن روزمره تمام اعمال سرکوبگرانه طالبان و انعکاس منظم و مستند آنها به افکار عمومی.
2. نظارت و ارزیابی سیاست خارجی طالبان و افشای آن در مدیا.
3. مستندسازی و نمایش بازیهای پنهان و آشکار ستمگرانه، مضر و تعصبآمیز این گروه در سطح داخلی و خارجی، تدارک اعتراضات و بسیج بهموقع دیاسپورا با هدف روشنگری و برهنهسازی چهره حقیقی طالبان از زیر نقاب تبلیغات حامیان این گروه، برای جهان و مبارزه بیامان با لابیگران بینالمللی آنها.
راوی زن: چگونه میتوان در شرایط کنونی افغانستان، جنبشهای مدنی زنان را در برابر سیاستهای طالبان حفظ و تقویت کرد؟
پژواک: ابتدا باید به بحث آپارتاید جنسیتی حاکم در افغانستان، بهمثابه پاشنه آشیل طالبان نگریست، چون به رسمیت شناسی این پدیده در جهان، میخ محکمی بر تابوت تفکر طالبانی تلقی میشود و یک نیاز اساسی است که در قواعد بینالمللی ثبت گردد. جهان و مکانیسمهای حقوق بشری باید جلوی نابودی تمدن بشریت را با تصویب این قانون مدنی و عدالتخواهانه بگیرند.
خوشبختانه، تعداد معترضان و مخالفان طالبان خیلی بیشتر از تصور است و بهسرعت رو به افزایشاند و به دهها هزار نفر میرسد. اگر از برنامههای اعتراضی زنان که برای تحریم طالبان در نظر گرفته شده است، استفاده بهینه گردد، انگیزه و قوت زنان معترض و عدالتخواه روزبهروز چالشهای جدی علیه تروریستها در میدانهای عملیات اجتماعی ایجاد کرده و روبهگسترش است. این زنان و جنبشهای زنانهاند که در فضای سیاسی کشور حرف اول را میزنند.
راوی زن: وضعیت زنان معترض و جنبشهای اعتراضی را در کشورهای همسایه، بهخصوص ایران و پاکستان، چگونه ارزیابی میکنید؟ در مسیر زندگی شخصی و اعتراضات با چه چالشهایی مواجه هستند؟
پژواک: اگرچه وضعیت زنان معترض در کشورهای همسایه بهشدت دشوارتر و شکنندهتر است، زیرا در این کشورها معترضان حتی کوچکترین امتیاز، که شامل اقامت میشود، را ندارند و در این دو کشور فعالیت مدنی و سیاسی اجازه داده نشده است، اما معترضان با پذیرش تمام خطرات، با هزاران ترس و چالش، باز هم از مسیر خود عقبنشینی نکردهاند.
از سوی دیگر، مشکلات مالی صدمه بزرگی بر روان این معترضان زده است. نبود خانه و کار نیز از جمله چالشهای آنهاست. عدم حمایت سازمان ملل متحد از معترضان نیز انگیزه اجرای عدالت را از آنها گرفته است، اما باز هم از مسیری که انتخاب کردهاند عدول نمیکنند. اگر حمایت صورت میگرفت، دامنه این اعتراضات به حدی بزرگ میشد که تاکنون طالبان را از متن قدرت سیاسی منزوی میکرد.
راوی زن: نقش جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری را در حمایت از حقوق زنان افغانستان چگونه ارزیابی میکنید؟
پژواک: عدم حمایت سازمان ملل متحد و نهادهای مدنی و حقوق بشری از معترضان، انگیزه مبارزه را برای بعضیها کاهش داده و قدرت مانور آنها را کم کرده است، اما در کشورهای دموکراتیک، موجهای عظیم مبارزه راه افتاده و بسیار پرانگیزهتر از قبل شدهاند.
اگر در دو کشور همسایه نیز حمایتهای بیشتری صورت میگرفت، پتانسیلهای زیادی هم بالقوه و هم بالفعل برای میدانداری در اختیار بود. چون دامنه این اعتراضات به حدی میتوانست گسترش یابد که با انسجام بیشتر، بزرگترین ضربات کاری بر ماندگاری طالبان وارد کند. البته که نقش جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری در حمایت از زنان فقط سمبولیک و شعارگونه بوده است؛ تا حال به صدور اعلامیه برای محکومیت اکتفا نمودهاند و متآسفانه گام عملی برای حمایت از زنان و جنبشهای مدنی و اعتراضات زنان بر نداشتهاند که این نیز مایه تأسف است.
راوی زن: از دیدگاه شما، مهمترین موانع فرهنگی و اجتماعی در مسیر دستیابی به برابری جنسیتی در میان مردم افغانستان چیست؟
پژواک: مهمترین موانع فرهنگی، ساختن مدارس دینی، ترویج خرافات، جهل، نادانی، بیسوادی، استبداد و خودکامگی است. ما در حال برچیدهشدن افکار تبعیضجنیستی و تحقق برابری جنسیتی بودهایم، متأسفانه طالبان آمدند و یکبار دیگر ساختار کشور را بهسمت اندیشه قرونوسطایی سوق دادند و تمام ارزشهای دموکراتیک را تبدیل به عقاید خرافات بسنده کردند.
راوی زن: با در نظر داشتن شرایط کنونی افغانستان، چه راهکارهایی را برای افزایش آگاهی و کاهش خشونتهای جنسیتی پیشنهاد میکنید؟
پژواک: تنها راهکار موفق و نتیجهبخش، حذف ساختار اندیشه طالبانی میباشد؛ زیرا در این سیستم، تفکر علمی جایش را به خرافات داده و حاکمیت قانون، جای خود را به تسلط سرنیزه و مطلقالعنانی سپرده است. بهجای تمدن بشری، یک فرد مجنون، تاریخزده، پنهان و بیهویت تصمیم میگیرد.
بنابراین، اگر برای جهان، تساوی جنسیتی بهعنوان یک ساختار امن ملاک است، باید در کنار دختران و زنان افغانستان، برای تحریم گروه طالبان همراه شوند و افغانستان را از انحصار این گروه نجات دهند. این زمانی امکانپذیر است که از جنبشهای اعتراضی و مدافعان حقوق بشری، نقشه راه نجات را مطالبه کنند و در صدد اجرایی شدن آن نیز برنامهریزی نمایند.
چونکه طالبان خشونت را کاهش نمیدهند، بلکه با گذشت هر روز، آن را بیشتر میکنند؛ زیرا دنیا در حال تعامل با این گروه است. پس ماهیت و اساس طالبان بر محور اندیشه تروریستی رشد کرده و این گروه، منافع خود را در جهل، تاریکی و استبداد دنبال میکند؛ زیرا دیگر هیچ دستاوردی ندارند، بنابراین با خرافات و استبداد، در صدد بقای خود هستند.







