نویسنده: ببرک سائل
دختری که سر بر صفحه کتاب نهاده و آرام خوابیده، تنها چهرهای کودکانه و معصوم نیست؛ او تصویر تمام آن نیمهی خاموش و در بند ملت ماست که با دلی پر از امید و نگاهی مشتاق در این بازار ناامیدی و تاریک، در انتظار روشناییِ دانش نشسته است. او خواب نمیبیند؛ بلکه در سایهی ظلم به خواب برده شده، تا صدایش خاموش گردد. این دختر، دختر من است – اما او در حقیقت، هر دختر افغان است که در حسرت آموزش، در آغوش کتاب، در آتش اشتیاق سوخته است.
این دختر، با عشق بینظیری به مکتب، به صدای آموزگار، به بوی کتاب نو و به لبخند همدرسانش، هر صبح چشم میگشاید، اما رؤیاهایش در فضای سیاه تحجر و جهل خفه شدهاند. طالبان، به نام دین، پرده ظلم بر چشمان این نسل کشیدهاند، غافل از آنکه دینِ راستین، آغازش با “اقرأ” بود – یعنی “بخوان!” و نه فرمان “خاموش باش!”.
اسلام، دینی که بر پایهی دانش، فهم، عدالت و کرامت انسانی بنا شده، هیچگاه زن را از دانش محروم نساخته است، بلکه پیامبر بزرگ اسلام فرمودهاند: “طلبالعلم فریضة على کل مسلم و مسلمة” – «یادگیری دانش بر هر مرد و زن مسلمان فرض است.» پس آنچه امروز طالبان انجام میدهند، نه دین، بلکه تحریف دین است؛ نه شریعت، بلکه تجارت با جهل است.
جامعهای که زنان آن سواد نداشته باشند، نابینا به آینده گام مینهد. هر مادری که از دانش محروم باشد، فرزندی را در تاریکی پرورش میدهد. آموزش زن، نه تنها یک حق، بلکه یک ضرورت اجتماعی، دینی و انسانی است. در جهانی که ملتها با قلمها میجنگند، ما دختران خود را حتی از نگاه کردن به کتاب محروم کردهایم!
من، ببرک سائل، به عنوان یک پدر، یک افغان، و یک انسان، فریاد میزنم:
به دختران افغان رحم کنید!
دروازههای دانش را بسته نگه ندارید، بگشایید!
رؤیای کتاب را از چشمان معصوم دختران مان ندزدید!
دختر امروز، مادر فرداست؛ و مادر ناآگاه، جامعهای در بند و ناآگاه خواهد ساخت.
دخترم که بر روی صفحهی کتاب آرام گرفته، تنها دختر من نیست؛ او نماینده میلیونها دختر افغانستان است که با دستان بسته، قلبی پر نور دارند. آنها خاموشاند، اما نگاهشان سخن میگوید؛ از امید، از انتظار، از عدالت و از انسانیت.
ما نمیخواهیم از تاریخ حذف شویم. ما میخواهیم که دختران ما بخوانند، بفهمند، رهبری کنند. ما از خانههای تاریک فریاد میزنیم، تا چراغ دانش در دل هر دختر افغان برافروخته گردد – چراغی که ظلم خاموشش کرده، اما ایمان ما به نور، هنوز زنده است.
این صدا، صدای انسانیت است و فریاد حقخواهی و برابریطلبی.







