خدیجه حیدری، خبرنگار و نویسنده است. از سال ۲۰۲۰ به اینسو داستان کوتاه مینویسد و از سال ۲۰۲۲ به روزنامه نگاری رو آورده است. تاکنون به زبانهای انگلیسی، چینایی و ایتالیایی مقالاتی را به نشر رسانده است که موضوع نوشتههایش رنج و اوضاع زنان افغانستان است. او تحصیلات خود را تا مقطع ماستری در رشته اقتصاد در دانشگاه کابل به پایان رسانده و از سال ۲۰۱۳ تاکنون در بخشهای مختلفی کار کرده است. از سال ۲۰۲۳ تاکنون منحیث مدیر مکاتب خانگی دریچه کار میکند و از نومبر ۲۰۲۴ تاکنون منحیث خبرنگار در رسانه زنتایمز همکاری دارد و یک مجموعه داستان کوتاه با عنوان «رادیوی پدرکلانم» به نشر رسانده است.
راوی زن: از دیدگاه شما، تجربه مهاجرت چه تأثیراتی بر هویت و کنشگری سیاسی و اجتماعی زنان افغانستان داشته است؟ آیا مهاجرت فرصتی برای بازتعریف این هویت است یا نوعی انزوا و توقف؟
حیدری: مهاجرت قطعا انزوا و توقف نیست. هر زنی که از افغانستان بیرون شده حتما هدفی داشته و میخواسته در یک فضای امنتر حرفهای خود را بزند و یا هم زندگی کند. شخصا خودم از سانسور فرار کردم، میخواستم با نام خودم و با هویت واقعی خودم مبارزه کنم. نوشتن با نام مستعار و کار کردن پنهانی هم مزیتهای خود را داشت اما کم کم داشت دلگیر میشد و میخواستم جایی باشم که بدون نقاب و بدون پنهان شدن پشت اسمهای غیرواقعی حرف بزنم.
با گروههای مختلف زنان در صفحات مجازی مواجه میشوم که همه بخاطر بازتعریف هویت زن افغانستان مهاجرت را برگزیدهاند و به اشکال مختلف دارند مبارزه میکنند. پس قطعا که مهاجرت با وجود سختیهای فراوان برای زن افغانستان فرصتی بوده که خودش را بازتعریف کند و خفقان را نپذیرد.
راوی زن: ممنوعیت آموزش، کار، گشتوگذار و حضور در فضاهای عمومی برای زنان از سوی طالبان؛ چه نوع نظم اجتماعی و فرهنگی را در افغانستانِ امروز رقم زده است؟
حیدری: نمیتوانیم بگوییم که نظم خاصی را رقم زده است. زنان افغانستان در کل منتظر تمام شدن این وضعیت هستند، چه در بیرون و در داخل افغانستان همه میخواهند که زندگی روال سابق و عادی خود را پس از سر گیرد. زنان بخاطر گذشت زمان و تاب آوردن و بقا کارهای را انجام میدهند اما همه میدانیم که این وضعیت نمیتواند دوام آورد. زندگی انسان بدون آموزش، کار و آزادی گشت و گذار نمیتواند ادامه پیدا کند.
زنان مکتبهای خانگی، کارگاههای خیاطی، کارگاههای صنایع دستی و کارهای دیگری را روی دست گرفتهاند اما ممکن نیست که بگوییم اینها نظم خاصی است که آنها در نبود حق کار و حق آموزش به آن دست یافتهاند و یا جوابگوی فقدان حقوق اساسی شان است.
راوی زن: بهعنوان یک زن خبرنگار، در مستندسازی جنایات طالبان، اغلب با چه چالشها و محدودیتهایی مواجه هستید؟ به نظر شما، چند درصد رخدادها امکان پوشش و گزارشدهی دارد؟
حیدری: در قسمت مستندسازی و پوشش واقعات در داخل افغانستان چالش فراوان وجود دارد. با وجودی که شبکه های اجتماعی اتفاقات را زود بازتاب میدهد اما در کار مستندسازی شبکههای اجتماعی منبع دست اول و قابل اعتمادی نیست. مردم از داخل افغانستان در مورد اتفاقی که به خودشان افتاده حاضر نیستند که صحبت کنند و یک ترسی در دل مردم جا گرفته که باعث شده از بزرگترین جنایات هم چشمپوشی کنند و ترجیح دهند که سکوت کنند تا زنده بمانند.
بعد از خودسوزی عابده در ولایت غور من به منابع زیادی مراجعه کردم که داخل افغانستان و در همین ولایت زندگی میکردند، با وجودی که این واقعه در فضای مجازی بازتاب گسترده داشت اما با آن هم مردم قریه و همبستگان این زن تهدید شده بودند که با رسانهها صحبت نکنند و نتوانستم کسی را پیدا کنم که چند و چون خودسوزی عابده را به صورت دقیق و با جزییات معلومات دهد.
این وضعیت در همه بخشها رخنه کرده و من خودم شخصا از سال ۲۰۲۳ یادداشتهای مکاتب خانگی دریچه را مکتوب میکنم و هرآن اتفاقی که میافتد اولین کسی هستم که خبر میشوم اما اصلا ممکن نیست که از این اتفاقات جایی حرف بزنم، چون ممکن است مشکل از آنچه که است بزرگتر شود. فقط مکتوب میکنم و منتظر میمانم تا آن مشکل خودش حل شود یا هم روزی برسد که بتوانیم در مورد چیزهای حرف بزنیم که بخاطر آموزش متقبل شدیم.
راوی زن: در شرایطی که طالبان بهطور سیستماتیک جریان آزاد اطلاعات را محدود کردهاند، اطلاعرسانی و روایتگری زنانه چه جایگاهی دارد؟ چگونه میتوان به ثبت و انتقال واقعیت نزدیک شد؟
حیدری: در شرایط کنونی روایتگری زنان یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین بخش مبارزات آنها است. من خودم شخصا فکر میکنم که بدون نوشتن و بدون روایت آن روزها دوام نمیآوردم. تصور کنید که زنی را از پشت میز کارش کنار بزنید و بگویید که تو دیگر حق نداری کار کنی چون من دوست ندارم، زن را روانه خانه بسازید و بعد توقع داشته باشید که آن زن خاموش و گریان در خانه بماند؟ اینکه ممکن نیست.
وقتی که به خانه تبعید شدم آنجا با زنان خانواده و زنان همسایه در حویلی مینشستیم و هرکس قصهی داشت و همه با حسرت گوش میکردیم، گاهی میگریستیم و گاهی میخندیدیم. زمستان سال ۲۰۲۱ بود و هر روز که از خواب بیدار میشدم روی حویلی پر از برف بود. روزها دلگیر و شبها بینهایت سرد، آنجا بود که تصمیم گرفتم همان زندگی را بنویسم و اعتراض کردم که من برای آن طوری زندگی کردن بدنیا نیامدهام و دوست نداشتم آن وضعیت ادامه پیدا کند. با نوشتن و ثبت رنجها، دشواری آن روزها کمتر حس میشد و بعد از اینکه نوشتهها به نشر رسید و خوانده شد حس کردم که کار بزرگی انجام میدهم و بعد با انرژی بیشتری به این کار ادامه دادم و فکر میکنم که روایتگری زنان خیلی اهمیت دارد و تاثیر گذار است.
راوی زن: با توجه به سانسور و خفقان، چطور میتوان از روایتهای زنانه افغانستان در برابر فراموشی تاریخی محافظت کرد؟ بهویژه در دورهای که همهچیز در معرض حذف و بازنویسی است؟
حیدری: حالا که در زنتایمز منحیث خبرنگار کار میکنم و اینجا جایی است که روایات را باید سبک و سنگین کنیم و بیشتر قسمتی از این کار مرا درگیر میکند که باید روایت را حقیقتسنجی کنم. نوشتن گزارش و روایات بدون سند قابل قبول جفای بزرگی در حق زنان است. اگر ما یک روایت دروغین را بسازیم و نشر کنیم به معنی این است که ما یک ملیون روایت رنج زنان را که روایت زندگی واقعی آنها است به خطر بزرگی مواجه ساختهایم.
روزمره زنان از گوشه و کنار افغانستان روایات خود را میفرستند و در همان شروع متوجه میشوم که چقدر این روایت میتواند واقعی باشد یا واقعی نباشد، چون رنجی که زیسته شده قابل حس است و این را آدمی زودتر از هرچیز دیگر میتواند بفهمد. روایت را با فایل صوتی، عکس و نشانیهای دیگر میپذیریم اما با آن هم تاکید من این است که هیچ روایتی از رنج زنان را دست کم نگیریم و با امانت روایات رنج آنها را ثبت کنیم چون این روایات که به ظاهر قصهی است که از یک زن که مثلا گدا است، مثلا توسط شوهرش کشته شده، زیر شلاق طالبان بدنش مچاله شده است اما این قصهها تاریخ مبارزات زنان افغانستان است و این قصهها باید به آیندگان برسد و این بخش بزرگی از افتخارات زنان خواهد بود چون آنها تحت حاکمیتی مبارزه کردند که آنها را منحیث انسان قبول نداشت.
در قسمت نوشتن یادداشتهای مکاتب خانگی دریچه نیز همین رویکرد را داشتهایم. آنجا نیز هر آنچه مکتوب شده اسنادی نیز داشته، مثل فایل صوتی معلم، ویدیویی که فرستاده است، عکسها و هر آن نشانی دیگر را ثبت میکنیم تا فردا حرفی را بدون سند بیان نکنیم و نشود که فردا باز هم یخن در یخن، همدیگر را متهم سازیم که روایت تو واقعی نیست یا روایت من بیشتر درست است تا روایت تو.
راوی زن: بحران مهاجران افغانستان، بهویژه زنان، در رسانههای جهانی تا چه اندازه بازنمایی درخوری داشته است؟ جامعهٔ جهانی در برابر این بحران کجا ایستاده است؟
حیدری: در قسمت بازتاب بحران مهاجرین، گاهی که فشارهای از سوی کشورهای میزبان بالا میگیرد رسانه سعی میکند تا بیشتر و عمیقتر گزارش دهد اما گاهی خودم شخصا حس میکنم این صداها در جایی که میباید شنیده نمیشود. گمان میکنم که جوامع مسول عمدا نمیشنوند، وقتی که بحران مهاجرت و عودت کنندگان بالا گرفته است کمکهای جهانی را قطع میسازند و این موارد را ما از رسانهها خبر میشویم و این وضعیت هر اندازه که ناگوار است تغییر قابل ملاحظهی را ایجاد نمیکند، پس نتیجه میگیریم که آنها عمدا به ما و رنج مردم ما توجه ندارند.
زمانی که از مرز میان افغانستان و پاکستان رد میشدم آنجا پی بردم که ارزش آدمهای یک کشور بسته به این است که حکومت آن کشور چقدر به مردماش اهمیت قایل است، وقتی که حکومتی پشت سرت نیست، وقتی که قدرتی از تو حمایت نمیکند طبعا که صدای تو هر اندازه که بلند باشد باز هم شنوندهی ندارد، اگر هم میشنوند وقعی قایل نیستند.
راوی زن: نقش و مسئولیت رسانههای مستقل افغانستان در داخل و خارج کشور در بیان واقعیتهای امروز را چگونه ارزیابی میکنید؟
حیدری: کار رسانههای مستقل در بیان واقعیتها تا جایی که خودم در رسانه زنتایمز عملا کار میکنم و از نزدیک طرز کار این رسانه را میبینم، این است که رسانه تمام تلاش خود را میکند تا واقعیت را آن طوری که است یا رخ داده به ثبت برساند و بازتاب دهد اما واقعیت تلخ این است که آدم افغانستانی شخص خودش را مخاطب اصلی رسانه نمیداند. مردم ما گمان میکنند که رسانه باید خبر را به گوش جهان برساند، من گمان میکنم که اول خود ما باید بشنویم و خود را مخاطب اصلی فرض کنیم و بعد در همکاری با رسانه سعی کنیم که صدای ما را جهان و جوامع مسول بشنود.
رسانههای بزرگ افغانستان به قدر یک ملیون مخاطب فعال از داخل افغانستان ندارند، همینطور رسانههای زیادی که کارشان قابل توجه است، به اندازه یک هزار نفر مخاطب فعال افغانستانی ندارند، پس وقتی که خودمان به درد خودمان توجه خاصی نداریم چطور انتظار داریم که یک رسانه یا چند رسانه بتواند که تغییر قابل قبولی را ایجاد کند یا صدای ما را مشخصا به جایی که باید شنیده شود برساند.







