نویسنده: شبنم احمدی
هشتم مارچ، روز جهانی همبستگی زنان، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ بل که نمادی از تاریخ پرفرازونشیب مبارزه، پایداری و آرمانخواهی زنانی است که در طول سالیان متمادی برای دستیابی به کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و برابری در همه عرصههای زندگی ایستادگی کردهاند. این روز در سراسر جهان فرصتی است برای بزرگداشت دستآوردهای زنان، یادآوری تلاشهای خستگیناپذیر آنها و همچنین تأملی عمیق بر چالشها و مانعهایی که هنوز سر راه تحقق کامل حقوق زنان وجود دارد.
برای زنان در افغانستان، هشتم مارچ در سالهای اخیر مفهومی ژرفتر و همزمان دردناکتر یافته است. در شرایطی که بسیاری از حقوق بنیادی زنان با محدودیتهای جدی مواجه شده است، این روز بیش از هر زمان دیگری به نمادی از استقامت، امید و مطالبهگری بدل شده است. امروز هشتم مارچ برای زنان این سرزمین تنها روز تجلیل نیست، بل که روز بازخوانی رنجها، آرزوها و ایستادگیهایی است که در دل تاریخ معاصر افغانستان نقش بسته است.
در طول دهههای گذشته، زنان افغانستان با وجود دشواریها و چالشهای فراوان توانستهاند در عرصههای گوناگون اجتماعی، علمی، فرهنگی و آموزشی حضوری اثرگذار داشته باشند. آنها در مکتبها، دانشگاهها، رسانهها، نهادهای مدنی و بسیاری از عرصههای حرفهای به عنوان آموزگاران، پژوهشگران، پزشکان، خبرنگاران و فعالان اجتماعی نقشآفرینی کردهاند و سهم مهمی در رشد و پویایی جامعه داشتهاند. حضور زنان در این عرصهها، نه تنها نشاندهندهی ظرفیت عظیم آنان، بل گواهی روشن بر این حقیقت است که توسعه و پیشرفت یک جامعه بدون مشارکت فعال زنان امکانپذیر نیست؛ اما در شرایط کنونی، بسیاری از این دستآوردها با تهدید جدی مواجه شده است. با رویکارآمدن گروه مستبد فعلی، فضای اجتماعی و آموزشی برای زنان و دختران با محدودیتهای گسترده روبهرو شده است. محرومیت از حق آموزش، کاهش مشارکت اجتماعی زنان و محدودشدن فرصتهای کاری، تنها بخشی از چالشهایی است که امرو زنان در افغانستان با آن مواجهاند.
در فضای کنونی افغانستان، دسترسی به حق آموزش که از بنیادیترین حقوق انسانی، برای شمار زیادی از دختران این سرزمین به رؤیایی دوردست بدل شده است. محرومساختن دختران از آموزش نه تنها آیندهی فردی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد، بل که آیندهی یک جامعه را نیز در تاریکی فرو میبرد؛ زیرا جامعهای که نیمی از ظرفیت انسانی خود را از عرصهی دانش، آگاهی و مشارکت محروم کند، ناگزیر مسیر پیشرفت را دشوارتر خواهد پیمود.
با این همه، تاریخ نشان داده است که زنان افغانستان هیچ گاه در برابر دشواریها سر تسلیم فرود نیاوردهاند. روحیهی پایداری، امید و تلاش برای ساختن فردایی بهتر، همواره در تار و پود هویت زنان این سرزمین تنیده است؛ حتا در دشوارترین روزگار نیز زنان افغانستان کوشیدهاند صدای خود را خاموش نسازند و از حق آموزش، کار و حضور در جامعه دفاع کنند.
در این میان، فعالیتهای آموزشی و فرهنگی زنان از اهمیت ویژهای برخوردار است. آموزش همواره یکی از نیرومندترین ابزارها برای توانمندسازی زنان و ایجاد تغییرهای پایدار در جامعه بوده است. بسیاری از زنان افغانستان، با وجود همه محدودیتها، همچنان تلاش میکنند چراغ دانش و آگاهی را روشن نگه دارند. کوشش برای فراهمساختن فرصتهای یادگیری، حمایت از تحصیل دختران و ترویج فرهنگ آگاهی، نمونههایی از این تلاشهای ارزشمند است.
من نیز به عنوان فردی که عمیقاً باور دارم آموزش و آگاهی کلید دگرگونی اجتماعی است، کوشیدهام در حد توان خویش در عرصهی آموزش و حمایت از حقوق زنان سهمی داشته باشم. بخش مهمی از فعالیتهایم در سالهای گذشته معطوف به تقویت دسترسی زنان به آموزش، آگاهیبخشی در بارهی حقوق زنان و ایجاد فرصتهای یادگیری برای دختران و زنان جوان بوده است. باور دارم که هر صنف درسی، هر برنامهی آموزشی و هر فرصت کوچک یادگیری، میتواند گامی مؤثر در مسیر توانمندسازی زنان باشد.
در کنار تلاشها برای گسترش آگاهی، تجربهی شخصیام نیز با تحولات اخیر افغانستان گره خورده است. زمانی که گروه حاکم فعلی بر سرنوشت افغانستان مسلط شد، هنوز دانشآموزی بودم که ذهنم سرشار از آرزوها، امیدها و رؤیاهای بزرگ برای آینده بود. مانند هزاران دختر دیگر این سرزمین، من نیز با شوق آموختن، با رؤیای خدمت به جامعه و با امید ساختن فردایی روشنتر مسیر آموزش را دنبال میکردم؛ اما تغییرات ناگهانی و محدودیتهایی که پس از آن به وجود آمد، فضای زندگی بسیاری از دختران را دگرگون کرد. رؤیاهایی که روزگاری در ذهن ما روشن و دستیافتنی مینمود، ناگهان با سایهای از نگرانی و چالش روبهرو شد. با این حال، این دشواریها هرگز نتوانست ایمان ما به ارزش آموزش و آگاهی را خاموش کند.
امروز، با وجود همه چالشها و نگرانیهایی که سر راهم قرار دارد، همچنان باور دارم که امید را نمیتوان خاموش کرد. من، مانند بسیاری از زنان و دختران در افغانستان، هنوز ایستادهام؛ با همان آرزوهایی که شاید مسیر تحقق شان دشوارتر شده باشد، اما هرگز از میان نرفتهاند. باور دارم که مسیر آگاهی و آموزش هرچند دشوار، اما متوقفشدنی نیست و ما همچنان برای روشننگهداشتن این مسیر تلاش خواهیم کرد.
روز جهانی همبستگی زنان، فرصتی است برای یادآوری این حقیقت که حقوق زنان بخش جداییناپذیری از حقوق بشر است. جامعهای که نیمی از جمعیت خود را از حق آموزش، کار و مشارکت اجتماعی محروم کند، در واقع ظرفیتهای عظیمی را برای رشد و پیشرفت از دست خواهد داد. دفاع از حقوق زنان نه تنها یک مسئولیت اخلاقی و انسانی است، بل که شرط اساسی برای دستیابی به عدالت اجتماعی، توسعهی پایدار و صلح در هر جامعهای محسوب میشود.
با وجود همه دشواریها، امید همچنان زنده است. زنان افغانستان در طول تاریخ نشان دادهاند که حتا در سختترین شرایط نیز میتوانند با شجاعت، خرد و همبستگی، راههای تازهای برای ادامهی مسیر بیابند. نسل جدید دختران این سرزمین، با اشتیاق فراوان برای آموختن و پیشرفت، یادآور این حقیقت استند که آینده را نمیتوان برای همیشه از آنها گرفت.
هشتم مارچ، نه تنها روز یادآوری دردها و چالشها، بل که روز تجلیل از شجاعت، پایداری و امید زنان افغانستان است؛ زنانی که با وجود همه محدودیتها همچنان برای حق آموزش، کرامت انسانی و آیندهای روشنتر مبارزه میکنند.
امروز بیش از هر زمان دیگر، نیاز است که صدای زنان شنیده شود، حقوق آنها مورد احترام قرار بگیرد و فرصتهای برابر برای مشارکت آنها در ساختن آیندهی افغانستان فراهم شود؛ زیرا آیندهی افغانستان بدون حضور فعال، آگاهانه و توانمند زنان، آیندهای ناتمام و ناتوان خواهد بود.







