راوی زن
پنج‌شنبه 27 حمل 1405
EN
پشتو
  • خانه
  • خبر
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش
    • گزارش تحقیقی
  • تحلیل
  • گفت‌و‌گو
  • روایت
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • داستان
    • شعر
    • هنرهای تجسمی
  • ورزش
  • چندرسانه‌یی
    • پادکست
      • پادکست راوی زن
      • تربیون راوی
    • عکس
    • فیلم
  • ستون‌ها
  • درباره ما
    • تیم راوی زن
    • هیات نویسندگان
    • همکاری با ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • خبر
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش
    • گزارش تحقیقی
  • تحلیل
  • گفت‌و‌گو
  • روایت
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • داستان
    • شعر
    • هنرهای تجسمی
  • ورزش
  • چندرسانه‌یی
    • پادکست
      • پادکست راوی زن
      • تربیون راوی
    • عکس
    • فیلم
  • ستون‌ها
  • درباره ما
    • تیم راوی زن
    • هیات نویسندگان
    • همکاری با ما
No Result
View All Result
راوی زن
No Result
View All Result

بی‌کاری مردان و ناچاری زنان؛ کار در محیط‌های ناایمن برای نان خانواده

راوی زن راوی زن
22 حوت 1404
A A
بی‌کاری مردان و ناچاری زنان؛ کار در محیط‌های ناایمن برای نان خانواده

نویسنده: فرهاد کوهستانی

1: «این روزها کاملن افسرده استم.» این جمله‌ی کوتاهی‌ست که در پاسخ نخستین پرسشم که گفتم «در چه حالی؟»، شنیدم. او در یک مرکز درمانی در شمال افغانستان کار می‌کند. دوره‌ی آموزش‌های پزشکی را پنج سال پیش به پایان رسانده و از آن مدت، سرگرم کار به عنوان پزشک است. وقتی دلیل افسردگی‌اش را می‌پرسم، می‌گوید که در محیط کار آمرش که یک مرد است، سخت‌گیری‌های بی‌خودی را در برابر او اعمال می‌کند، پیوسته در کارش سرک می‌کشد و به اشتباه‌های نکرده‌اش و خلاف اصول کاری به او گیر می‌دهد. این مزاحمت‌های گاه بی‌گاه آمرش، او را به تنگ آورده؛ گاهی به پوشش گیر می‌دهد و گاهی به حرف‌زدنش با پرسنل مرد مرکز درمانی.

یک روز، هنگامی که بیمار عاجلی به مرکز درمانی می‌آید و نیاز به درمان اضطراری دارد، فرخنده –نام مستعار- آزمایش‌های عاجل را انجام می‌دهد و داروهای ضروری را تجویز می‌کند. پس از این رویداد، آمر فرخنده او را زیر بازپرس قرار می‌دهد که چرا آزمایش‌های یک بیمار مرد را انجام داده و وارد بخش مردان مرکز درمانی شده است. این در حالی است که هنگام مراجعه‌ی بیمار، پزشک مردی در مرکز درمانی نبوده و فرخند تنها پزشک حاضر بوده است. می‌گوید که این گیردادن‌ها ماه‌ها ادامه یافت بی‌آن که دلیلش را بفهمد. با ناراحتی از برخورد تبعیض‌آمیز آمرش ادامه می‌دهد: «او در حالی مرا به دلیل رفتن به بخش مردان بازپرس می‌کند که خودش همیشه به بخش زنان می‌آید.» از فرخنده می‌پرسم که آیا این موضوع را با رییس مرکز درمانی یا ریاست صحت عامه‌ی همان ولایت شریک کرده، می‌گوید که آمرش با مسئولان محلی و طالبان رابطه‌ی خوبی دارد و شکایت‌هایش راه به جایی نمی‌برد، جز این که فضای کاری بیش‌تر از این برایش تنگ شود. از فرخنده می‌پرسم که چرا به کار در چنین محیطی ادامه می‌دهد، با ناخوشی می‌گوید که ناچار است برای تأمین نیازها خود و خانواده‌اش، این آزارها را تحمل کند؛ زیرا او تنها فرد خانواده است که کار و درآمد ثابت دارد.

 نزدیک به دوماه بعد، وقتی دوباره از احوال فرخنده جویا شدم، گفت که حال خوبی ندارد و در یک مرکز درمانی تازه در ولایت دیگری کار می‌کند. از او پرسیدم که چه گونه شد که به این ولایت آمده است، گفت که با آمرش در مرکز درمانی قبلی، درگیر شده و دعوای شان نزدیک بوده به برخورد فیزیکی بکشد. یکی از روزها هنگام مداخله‌ی آمر فرخنده به کارهایش، حوصله‌ی او سر می‌رود و دعوای زبانی میان آن‌ها بلند می‌شود، آمر فرخنده می‌خواهد که او را با مشت بزند، اما دیگر هم‌کاران شان که در محل بوده مانع آن می‌شوند. در نتیجه‌ی این دعوا، مسئولان بلندپایه مداخله می‌کنند و برای آرام‌کردن وضعیت، فرخنده را به یک مرکز درمانی در ولایت دیگری منتقل می‌کنند. فرخنده هم انتخاب دیگری پیش رویش نمی‌بیند؛ زیرا نهادی برای پشتیبانی از حقوق او وجود ندارد و به دلیل نیازی که به درآمد کارش دارد، انتقالی به ولایت دیگر را می‌پذیرد.

2: با گذشت هر روز، ناراحتی خوابیده در حرف‌هایش بیش‌تر می‌شود و گاه این ناراحتی به شکل گریه‌هایی در تنهایی‌اش بیرون داده می‌شود. قبلاً دختر شادی بود و خنده از لب‌هایش جدا نمی‌شد؛ اما حالا چیزی از آن دختر پیشین نمانده، جز شباهتی در چهره‌‌؛ اما چروک‌ها و عصبانیت روی پوستش، رفته رفته این شباهت را نیز کم‌رنگ کرده است.

زهرا –نام مستعار- خبرنگار در یکی از رسانه‌های محلی در افغانستان است که بعد از فروپاشی جمهوری نیز به کارش ادامه داده است. او، توانسته در این سال‌ها با کلنجاررفتن با سختی‌ها و محدودیت‌های روزافزون محیط‌های کاری، سخت‌ترین مقاومت زندگی‌اش را انجام بدهد؛ مقاومتی که از سر شوق نیست و بیش‌تر از این که ناشی از احساس مسئولیت یا رسالت انسانی به عنوان خبرنگار باشد، ناشی از یک حقیقت رنج‌آور و آزاردهنده است؛ نیاز به درآمد. می‌گوید که پس از بازگشت طالبان، پدرش بی‌کار شده و سال‌های اخیر را در خانه مانده است و او، تنها نان‌آور خانواده است. زهرا در محیط کار ناچار است، حجاب اجباری که از سوی دفترش به او تحمیل شده را بپذیرد و در پوشش اطلاعات نیز آزادی‌اش از او سلب شده و باید مطابق میل طالبان و رسانه‌ای که در آن کار می‌کند، رویدادها را پوشش بدهد.

زهرا می‌گوید که محدودیت‌ها در اطلاع‌رسانی در کنار برخوردهای غیرحرفه‌ای دفتر کاری و کاهش امتیازش، سبب شده که او احساس رضایت از کارش را از دست داده و دچار افسردگی شغلی شود. می‌گوید که بودن در محیط کارش را دوست ندارد و از برخوردهای سودار مسئولانش به ستوه آمده و فشار ناشی از محدودیت‌های طالبان که با گذشت هر روز مثل قارچی در برابرش می‌روید، تحمل این وضعیت را برای او بیش‌تر از پیش دشوار کرده است. وقتی از او می‌پرسم که آیا سراغ کار در نهاد دیگری بوده است، می‌گوید که حالا به سختی می‌شود کاری پیدا کرد و اگر از یک کار استعفا داد، ممکن تا سال‌ها بی‌کار ماند؛ زیرا استخدام‌ها حتا در رسانه‌ها بیش‌تر از این که بر اساس استعداد و تجربه‌ی کاری باشد، متأثر از شناخت و روابط است. او که اکنون بیش‌تر یک دختر گوشه‌گیر است و رابطه‌ی خوب و شناخت نزدیکی با مسئولان رسانه‌ای در افغانستان ندارد، می‌ترسد که با ترک کار فعلی‌اش برای مدت زیادی بی‌کار بماند؛ وضعیتی که به دلیل نیاز خانواده به درآمدش را نمی‌تواند بپذیرد. زهرا حالا نه می‌تواند خطر بی‌کاری را به جان بخرد و نه از کار در رسانه‌ی فعلی‌اش راضی است و مانند سنگی میان این دو وضعیت خرد می‌شود. می‌گوید که به دلیل نیاز خانواده به درآمدش، خیلی پیش می‌آید که از تنخواه خود چیزی برای خودش بر نمی‌دارد و روزهای زیادی را بی‌پولی سر می‌کند.

با بازگشت طالبان به قدرت، بی‌کاری بیش‌تر از گذشته گسترش یافته و در نتیجه‌ی ازبین‌رفتن فرصت‌های کاری در بخش‌های مختلف جامعه، شهروندان زیادی به شمول مردان و زنان از محیط کار به خانه تبعید شده‌اند. در این مدت، آن‌هایی که توانسته‌اند در جایی برای خود شان کاری پیدا کنند، به دلیل ناامنی شغلی با همه‌ی توان می‌کوشند در آن کار باقی بمانند. در این میان، زنان زیادی قربانی وضعیت شده و ناچارند برای تأمین نیازهای خانواده، محدودیت‌های طالبان، فشارهای محیط کار و نداشتن احساس امنیت را تاب بیاورند، تا آخر هر ماه چند هزار افغانی برای بخورونمیر خانواده با خود به خانه ببرند.

اشتراک‌گذاریتوییتSendSendاشتراک‌گذاری

مطالب مرتبط

صندوق جمعیت ملل متحد: به بیش از پنج میلیون زن مراقبت‌های نجات‌بخش فراهم کردیم

صندوق جمعیت ملل متحد: به بیش از پنج میلیون زن مراقبت‌های نجات‌بخش فراهم کردیم

18 حمل 1405
بیش از 2200 تن از پاکستان و ایران اخراج شدند

بیش از 2200 تن از پاکستان و ایران اخراج شدند

17 حمل 1405
ریچارد بنت خواستار لغو فوری ممنوعیت کار زنان در سازمان ملل شد

ریچارد بنت خواستار لغو فوری ممنوعیت کار زنان در سازمان ملل شد

11 حمل 1405
سازمان ملل: زنان هم‌چنان از زندگی عمومی در افغانستان حذف می‌شوند

سازمان ملل: زنان هم‌چنان از زندگی عمومی در افغانستان حذف می‌شوند

11 حمل 1405
از قربانی‌دادن تا ایستادن در برابر محدودیت‌ها

از قربانی‌دادن تا ایستادن در برابر محدودیت‌ها

10 حمل 1405
کشاورزان زن زیادی در 2025 به کاشت سویا روی آورده‌اند

کشاورزان زن زیادی در 2025 به کاشت سویا روی آورده‌اند

9 حمل 1405

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرخواننده‌ترین‌ها

ارتش اسرائیل یک دختر فعال فلسطینی را در کرانه باختری بازداشت کرده است
اخبار

عهد تمیمی، فعال شناخته‌شده فلسطینی آزاد شد

9 قوس 1402

سازمان زندان‌های اسراییل فهرستی از فلسطینی‌های آزادشده را در منتشر کرد که نام عهد تمیمی، فعال شناخته‌شده فلسطینی در آن...

Read more

پژواک: اگر تساوی جنسیتی به‌عنوان یک ساختار امن ملاک است، جهان باید صدای زنان افغانستان را بشنود

سازمان ملل: باید به ختنه‌ی زنان پایان بدهیم

رزا اوتونبایوا با معاون وزیر امور خارجه ایران دیدار کرد

روز جهانی «کودکان نارس»سازمان جهانی صحت: هر سال ۱۵ میلیون نوزاد در جهان زودرس به دنیا می‌آیند

کاروان همدلی؛ جوانان با موترهای شخصی مهاجران اخراج‌شده را از مرز اسلام‌قلعه به شهر رساندند

راوی زن

راوی زن رسانه‌‌ی آزاد است که تلاش می‌کند با نگاه ویژه به تحلیل، بررسی و بازنمایی مسایل زنان در افغانستان و جهان بپردازد.

دسته‌بندی‌ها

  • اخبار
  • ادبیات
  • افغانستان
  • تحلیل
  • جهان
  • چندرسانه
  • داستان
  • روایت
  • شعر
  • عکس
  • فرهنگ و هنر
  • فیلم
  • گزارش
  • گزارش تحقیقی
  • گفت‌و‌گو
  • هنرهای تجسمی
  • ورزش

دسترسی سریع

  • درباره ما
  • همکاری با ما
  • قوانین و مقررات
  • تبلیغات

خبرنامه راوی زن

با اشتراک در خبرنامه راوی زن خلاصه مطالب را در ایمیل تان دریافت کنید.


  • درباره ما
  • همکاری با ما
  • قوانین و مقررات
  • تبلیغات

© 2023 - تمامی حقوق برای راوی زن محفوظ است.

No Result
View All Result
  • خانه
  • خبر
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش
    • گزارش تحقیقی
  • تحلیل
  • گفت‌و‌گو
  • روایت
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • داستان
    • شعر
    • هنرهای تجسمی
  • ورزش
  • چندرسانه‌یی
    • پادکست
      • پادکست راوی زن
      • تربیون راوی
    • عکس
    • فیلم
  • ستون‌ها
  • درباره ما
    • تیم راوی زن
    • هیات نویسندگان
    • همکاری با ما

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In