گفتوگوگردان: شهبانو نوری
لیلا فروغ محمدی، دانشآموختهی سیاست است و عضو جنبشهای مردمی مانند جنبش روشنایی و جنبش تبسم. او به عنوان نویسنده، فعال مدنی و کنشگر حوزهی زنان، مقالهها و تحليلهای زیادی پیرامون وضعیت زنان، وضعیت سیاسی کنونی افغانستان و مهاجران نوشته که در ژورنالها و رسانههای همگانی منتشر شده است.
فروغ محمدی باور دارد که وضعیت کنونی را باید با دیدی انتقادی مورد کاوش و بررسی قرار داد تا در میان نگاه انتقادی و آسیبشناسی گذشته و اکنون، بتوان راهی به سوی فردا و رسیدن به عدالت و برابری جستوجو کرده و راهکارهای مثبت و اثرگذاری برای برونرفت از تنگنای فعلی ارائه شود.
در این گفتوگو با لیلا فروغ محمدی به مسائلی چون مفهوم برابری جنسیتی، ریشههای تبعیض جنسیتی در افغانستان، مطالبهگری در شرایط دشوار و راههای جستوجوی عدالت پرداخته شده است.
نوری: چه عامهایی شما را به فعالیتهای سیاسی و اجتماعی در حوزهی حقوق زنان و کنشگری کشاند؟
فروغ محمدی: مانند بسیاری دیگر از همنسلان خودم در مهاجرت به دنیا آمدهام؛ از کودکی، در مکتب و از برخورد همصنفیها و آموزگارانم فهمیدم که «مهمان ناخواسته»ای استم و هرچه بزرگتر شدم، این حس آزاردهندهتر شد. همیشه برایم سؤال بود که چرا در یک کشور دیگر متولد شدهام.
گاهی از پدرم میپرسیدم که چرا کشورش را ترک کرده است. او، از سختیهای جنگ، فقر و تبعیضی که وادارش کرده بود وطن و زادگاهش را ترک کند، به من میگفت. در کشوری مهاجر بودم که مهاجر در آن هیچ حقی نداشت و همیشه مورد تبعیض بود؛ چیزی که روحم را میآزرد. به همین دلیل، به محض این که طالبان برای بار نخست سقوط کردند و امکان بازگشت به وطن میسر شد، من بازگشتم. در سالهای اول، حس و حال این که در وطن خودم استم و دیگر کسی به من به چشم مهمان ناخوانده یا بیگانه نگاه نمیکند، بسیار لذتبخش بود؛ اما در کنار آن، وضعیت زندگی و محرومیت مردم آزاردهنده بود، به ویژه تفاوتی که میان زندگی مردم در بخشهای مرکزی با دیگر بخشهای افغانستان وجود داشت.
وقتی به دایکندی رفتم، دیدم مردم از ابتداییترین امکانات زندگی محروماند؛ جاده نیست، مدرسه نیست، بیمارستان نیست؛ اما همزمان، انگیزه و انرژی وصفناپذیری برای ساختن و آبادی وجود داشت. مردم با دستهای خود و کمک مالی نهادهای امدادرسان، برای اولین بار در زادگاه پدریام یک مکتب اعمار کردند و من و چند خانم دیگر -که آنها هم از ایران بازگشته بودند- در آن جا آموزگار شدیم.
درسدادن به کودکان دایکندی که با همه وجود میخواستند بیاموزند و پدران و مادران شان که آموزگاران را بیش از همه دوست داشتند، لذتی داشت که پیش از آن هرگز تجربه نکرده بودم. حس مالکبودن بر سرزمین و سرنوشت خود، ساختن، خلقکردن امید و همراهی مردم با تمام انرژی، چیزی بود که قبلاً هرگز تجربه نکرده بودم.
در سوی دیگر ماجرا اما به هر سو که نگاه میکردی، نیازمندی و نداری بود. این پرسش برایم جدی شد که چه گونه ممکن است مردمی چنین مهربان و همکار تا این حد محروم باشند؟ همین موضوع مرا وادار کرد تا به دنبال ریشههای این محرومیت تاریخی بگردم. یافتن پاسخ چندان دشوار نبود. آن جا یک «دانشگاه» زنده وجود داشت؛ کافی بود با حوصله از مردان و زنان سالخورده بپرسی و به روایتهای شان گوش بدهی. هزاران شاهد و مدرک زنده پیش چشمم بود.
بعد از چند سال، وقتی به کابل آمدم، برای یافتن پاسخهایم به دانشگاه رفتم و در رشتهی علوم سیاسی در دانشگاه ابنسینا تحصیل کردم. خوشبختانه در آن سالها استادان برجستهای مانند دکتر احمدی، استاد علی امیری و استاد جواد سلطانی در آن جا حضور داشتند. با تاریخ معاصر افغانستان، ساختار سیاسی، فرهنگ حکمرانی و مؤلفههای قدرت آشنا شدم و دریافتم که محرومیتی که در دایکندی و مناطق مرکزی دیده بودم، تاریخی و ساختاری است؛ هم تبعیض قومی-به ویژه علیه هزارهها- و هم تبعیض در برابر زنان را در خود دارد. این آگاهی مرا به این باور رساند که هر انسان آزاد، مسئول است در برابر این تبعیض ایستادگی کند. خوشبختانه، بسیاری از همنسلانم نیز به همین نتیجه رسیده بودند که مردم ما شایستهی زندگی بهترند و این زندگی بدون تلاش مشترک به دست نمیآید.
نوری: در فعالیتهای دادخواهانهی حقوق بشری و زنان بیشتر بر چه تمرکز دارید؟
فروغ محمدی: اگر بخواهم در یک جمله پاسخ دهم: عدالت. عدالت در همه زمینهها؛ چه در حوزهی زنان و چه در سایر عرصهها مانند ساختار سیاسی، نظام قضایی، امکانات رفاهی و آموزشی. تا زمانی که افراد یک جامعه به طور عادلانه به فرصتها دسترسی نداشته باشند، دادخواهی باید ادامه داشته باشد.
بدون عدالت، نه دستیافتن به توسعه ممکن است و نه ثبات سیاسی. جامعهای که در آن تبعیض و بیعدالتی وجود داشته باشد، بیثبات و بحرانزده خواهد بود؛ همان گونه که در افغانستان شاهد آن استیم. از آن جا که عدالت امری نسبی و تدریجی است، دادخواهی نیز باید مستمر و متناسب با شرایط ادامه یابد.
نوری: برابری جنسیتی برای شما چه معنایی دارد و چه گونه میتوان به آن رسید؟
فروغ محمدی: درست است که امروز زنان افغانستان در یکی از سیاهترین شرایط تاریخی خود قرار دارند و طالبان با اعمال آپارتاید جنسیتی، حقوق و کرامت آنها را نقض کردهاند؛ اما واقعیت این است که تبعیض جنسیتی در افغانستان، صرفاً محصول طالبان نیست و ریشهای عمیقتر دارد. زنان در طول تاریخ با محدودیتهای گستردهای روبهرو بودهاند؛ از خشونت خانوادگی و ازدواجهای زیرسن گرفته تا تبعیض در آموزش و حضور اجتماعی. در دورهی جمهوری نیز، بسیاری از این مشکلات وجود داشت و قوانین مهمی مانند منع خشونت علیه زنان به طور کامل تصویب نشد.
نکتهی مهم این است که تبعیض در برابر زنان به یک «مسلهی زنانه» تقلیل یافته است؛ در حالی که این مسئله کل جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. تا زمانی که برابری جنسیتی برای مردان نیز به اندازهی زنان اهمیت نیابد، رفع این تبعیض ساختاری ممکن نخواهد بود.
نوری: وضعیت کنونی زنان افغانستان را چه گونه تحلیل میکنید؟
فروغ محمدی: وحشتناک و ناامیدکننده.
نوری: بزرگترین چالشها در برابر زنان در افغانستان کدامها استند و زنان چه نقشی دارند؟
فروغ محمدی: چالش اصلی، به نظر من، طرح نادرست مسئله است. بسیاری از فعالیتها به جای پرداختن به ریشهها، در سطح مسائل روزمره باقی میمانند. در افغانستان، نفس «زنبودن» مسئله است، نه فقط حق آموزش یا کار. اگر ریشههای فرهنگی، دینی و اجتماعی این تبعیض به چالش کشیده نشوند، تغییر اساسی ممکن نیست.
چالشهای دیگر شامل پراکندگی فعالیتها، نبود ساختارهای مستقل و غلبهی نگاه پروژهای به بحران حقوق زنان است.
با این حال، زنان امروز یکی از نیروهای اصلی مبارزه استند و میتوانند نقش مهمی در آیندهی سیاسی افغانستان ایفا کنند.
نوری: شبکههای اجتماعی چه تأثیری در روند مبارزه با نابرابری میتواند داشته باشد؟
فروغ محمدی: شبکههای اجتماعی ابزار دوگانهای استند؛ از یک سو، میتوانند صدای زنان را گسترش دهند و زمینهی آگاهی و گفتوگو را فراهم کنند و در سوی دیگر، به ابزاری برای سرکوب و تخریب تبدیل شدهاند. زنان در این فضا با توهین، تحقیر و فشار مواجه میشوند که منجر به خودسانسوری میشود. تا زمانی که آگاهی عمومی و حمایت قانونی وجود نداشته باشد، این وضعیت ادامه خواهد داشت.
نوری: کدام تهدیدها و محدودیتهایی را تجربه کردهاید؟
فروغ محمدی: مانند بسیاری از زنان فعال، با همین چالشها و نابرابریها مواجه بودهام. این مسائل عمومیاند و استثنا در خود ندارد.
نوری: مهمترین دستآورد شما چیست؟
فروغ محمدی: مهمترین دستآوردم، فهم عمیقتر مسائل است. این مسیر باعث شده واقعبینتر شوم، دقیقتر ببینم و کمتر دچار اشتباه شوم. به باور من، «فهمیدن» یکی از بزرگترین لذتهای زندگی است.
نوری: نقش رسانهها و همکاریها چه اندازه برای تغییر وضعیت زنان مهم است؟
فروغ محمدی: همآهنگی میان رسانهها، نهادهای حقوق بشری و کنشگران بسیار مهم است.
مستندسازی نقض حقوق بشر، افزایش آگاهی عمومی و رساندن صدای زنان به جهان، تنها از طریق این همکاریها ممکن است. این تلاشها باعث شده طالبان به رسمیت شناخته نشوند و گفتمان «آپارتاید جنسیتی» در سطح جهانی مطرح شود.
نوری: جامعهی جهانی چه مسئولیتی در برابر زنان دارد؟
فروغ محمدی: جامعهی جهانی نقش حمایتی دارد؛ اما مسئولیت اصلی بر عهدهی شهروندان افغانستان است.
با وجود کمکها و عدم بهرسمیتشناختن طالبان، نمیتوان انتظار اقدامهای جدی و تعیینکننده داشت.
نوری: فعالیتهای شما بیشتر جنبهی آگاهیدهی دارد یا مطالبهگری؟
فروغ محمدی: در داخل افغانستان در فعالیتهای میدانی مشارکت داشتم و پس از مهاجرت، بیشتر به نوشتن و فعالیت در شبکههای اجتماعی پرداختهام.
نوری: زنان افغانستان چه پیامی دارید؟ فروغ محمدی: خود را در جایگاه توصیه نمیبینم، اما میخواهم بگویم: شما از مقاومترین انسانهایی استید که میشناسم. بسیاری از شما حتا در سختترین شرایط به تلاش و یادگیری ادامه میدهید. این وضعیت پایدار نخواهد بود و آیندهای روشن در راه است؛ حتا کوچکترین تلاش نیز میتواند اثرگذار باشد. به امید







