نویسنده: فرهاد کوهستانی
قدرت برای دوام و گسترش خود، نیاز به اعمالشدن دارد؛ وضعیتی که در افراطیترین و غیرانسانیترین حالت خود، به اعمال سلیقهی بدون قیدوشرط با بهرهگیری از خشونت میانجامد. قدرت زمانی که ویژگی منحصربهفرد گروهی، ایدیولوژیک، متمرکز و بسته را با خود دارد، بیشتر از هر زمانی تمامیتخواه، سلطهگرا و خشن میشود؛ خشونتی که هیچ حدوحصری نمیشناسد و بدون شناسایی و پذیرش مانع، به سمت حفظ و گسترش خود میلغزد. در افغانستان زیر حاکمیت طالبان، قدرت با چنین ویژگیهایی در حال تحمیل سلطهی خود است.
طالبان در نزدیک به پنج سال گذشته، گاه آهسته و گاه شتابان اما پیوسته به حفظ و گسترش قدرت خود رو آوردهاند؛ قدرتی که با باورهای ایدیولوژیک و منافع گروهی طالبان گره خورده و از هر ابزار ممکن که خشونت از برجستهترین آنها است برای دوام خود بهره میبرد. از دستورنامههای نوشتاری تا شفاهی و روشنامههایی که برای اعمال این دستورها پیاده میشود، همه حول یک هدف که بقا و تسلط بیقیدوشرط طالبان بر زندگی و آزادی شهروندان است، میچرخد. ویژگی متمایز نوع قدرت طالبان با دیگر قدرتهای بسته، جنسیتزدگی افراطی آن است که آبشخور دینی دارد و به نحوی مجال ستیز با خود را نیز از سوی جامعه کم میکند.
طالبان برای این که از دوام باورهای جنسیتزده و ضد حقوق بشری خود پشتیبانی کنند، به روشهای متفاوتی از ممنوعیت حضور زنان در عرصههای اجتماعی با کمک فرمانها و دستورنامهها تا کنترل فیزیکی متوسل میشوند؛ کنترلی که در جریان خود برخورد خشونتآمیز، توهین و هتک حرمت را نیز به همراه دارد. طالبان در ابتدا، با صدور فرمانها، میزان حقوق و امتیازهای زنان را در جامعه بازتعریف میکنند و بعد برای این که از این فرمانها سرپیچی صورت نگیرد، نهادهای ناظر و اجرایی را برای تطبیق آن در جامعه گسترش میدهند. این گروه پس از این که حق آزادی رفتوآمد، آزادی پوشش، آزادی بیان و حق اعتراض را از زنان سلب کرد، با پشتیبانی نیروهای استخباراتی و نهاد امربهمعروف و نهیازمنکر به تطبیق آن بر زنان پرداخت.
حاکمیت در افغانستان برای این که تضمین کند، شهروندان به ویژه زنان از پذیرش دستورهای آن خودداری نکرده و همراستا با آن عمل میکنند، کنترل اجتماعی را با بیشترین بهرهگیری از نیروهای امربهمعروف خود تسریع کرده است. طالبان تنها برای رعایتشدن پوشش مورد نظر خود از سوی زنان، نیروهای زیادی را به عنوان مأمور نظارت و اجرا در شهر گماشتهاند که با گشتزنی مداوم و برخورد زبانی و فیزیکی از آن پشتیبانی میکنند.
در ادامهی اعمال خشونت برای تطبیق دستور حجاب طالبانی، نیروهای امربهمعروف این گروه، در سالهای اخیر زنان زیادی را در ولایتهای مختلف، بازداشت، شکنجه و توهین کردهاند. این روند در روزهای اخیر بار دیگر شدت گرفته است. در جریان هفتهی روان، طالبان شماری از دختران و زنان را در منطقهی تایمنی شهر کابل، تنها به دلیل نپوشاندن صورت شان (ماسکزدن)، در روی خیابان توهین و تحقیر کرده و بازداشت کردهاند. در یکی از نوارهای ویدیویی که در روزهای اخیر در رسانههای همگانی دستبهدست میشود، دیده میشود که یک نیروی زن امربهمعروف طالبان، یک زن دیگر را تنها به دلیل این که صورتش را نپوشانده، با سیلی میزند، بعد با دستش سر او را گرفته و روی موتر میکوبد.
زدن با سیلی و مشت به سر و صور یک زن، افزون بر خشونت فیزیکی، نوعی خشونت روانی، توهین و هتک حرمت است. در حالت عادی، هیچ نیرویی به ویژه نیروی حافظ قانون، حق برخورد خشونتآمیز با افراد حتا با مجرمان را ندارد. بعد از آن برخورد خشونتآمیز در خیابان و در برابر چشم دیگران در کنار این که خشونت و هتک حرمت فرد است، به نحوی خشونت در برابر کل جامعه نیز به شمار میرود؛ زیرا این رویکرد روان جمعی را خدشهدار کرده و به کرامت جمعی شهروندان توهین پنداشته میشود. البته این نوع برخورد طالبان، پیام دیگری را نیز به شهروندان به ویژه زنان میرساند؛ این که اگر دستورهای طالبان را بدون قیدوشرط نپذیرند، میتوانند مورد توهین، تحقیر و خشونت در برابر دید همگان قرار بگیرند. این وضعیت به گونهی مستقیم روی همه شهروندان به ویژه زنان اثر میگذارد و به تعمیم و تعمیق چرخهی خشونت میانجامد. با دیدن این صحنه، زنان برای این که از روبهروشدن با آن خودداری کنند، به پذیرش دستورهای طالبان حداقل در اجتماع تن میدهند و در سوی دیگر، خانوادهها نیز با دیدن این صحنهها، بر کنترل بیشتر به اعضای زن خود رو میآورند.
آن چه روشن است، این است که بر اساس اصول پذیرفتهی حقوق بشر، منع شکنجه و مجازات بدنی و عدم تطبیق جزا پیش از حکم دادگاه، لتوکوب یک شهروند به هر دلیلی، غیرقانونی و نقض آشکار و جدی حقوق بشر و خلاف کرامت انسانی است که در اعلامیهی جهانی حقوق بشر و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، به رسمیت شناخته شده است. سوی دیگر ماجرا، پیامد ویرانگر روانی خشونت در برابر شهروندان به ویژه زنان بر فرد قربانی است و اثری که روی کل جامعه دارد؛ اثری که میتواند به پذیرش ناخواستهی دستورهای طالبان و کنترل از سوی این گروه بینجامد؛ زیرا، برخورد فیزیکی در خیابان با زنانی که حجاب را رعایت نمیکنند، تنها یک خشونت فیزیکی در برابر فرد نیست؛ بلکه تلاشیست







