عادله زمانی
با عبور از مرز پنجسالگیِ شکلگیری تغییرات گستردهی سیاسی و اجتماعی در افغانستان، موضوع محرومیت تحصیلی دختران از صنف ششم به بعد، همچنان یکی از بارزترین و بزرگترین چالشهای کشور به شمار میرود.
این ممنوعیت آموزشی، عملاً میلیونها زن و دختر را از حق بهرهمندی از آموزش محروم ساخته است.
در چنین شرایطی، آموزش آنلاین بهمثابهی امیدی دوباره برای روشن نگهداشتن رویاهای بخش بزرگی از این زنان و دختران پدیدار شده است.
بهعنوان کسی که بیش از سه سال از وقت خود را در این حوزه سپری کردهام، در ادامه به بررسی ضرورت وجود آموزش آنلاین در امروز و فردای افغانستان میپردازم و تلاش میکنم به نقدهای واردشده بر این شیوه آموزشی نوین نیز پاسخی جامع و روشن ارائه دهم.
آموزش آنلاین؛ جایگزین یا مکمل آموزش حضوری؟
اساساً طرح این پرسش اشتباه است؛ زیرا هیچگاه نمیتوان نوعی از آموزش را بهطور کامل جایگزین نوع دیگری کرد. آموزش آنلاین در عصر شکوفایی هوش مصنوعی، عملاً به یکی از راههای اصلی آموزش و یادگیری تبدیل شده است.
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته جهان، این نوع آموزش امروز به رسمیت شناخته شده؛ اما در هیچجا سخنی از جایگزینی کامل آموزش حضوری با آموزش آنلاین مطرح نیست. افغانستان نیز از این قاعده مستثنا نیست. آموزش آنلاین هرگز بدیل کامل آموزش حضوری نخواهد بود، اما در دورههای مختلف میتواند نقشهای متفاوتی ایفا کند.
در شرایط فعلی و با وجود ممنوعیت آموزش حضوری برای زنان، آموزش آنلاین میتواند راهی مؤثر و کارآمد برای پر کردن خلأ و گسست آموزشی و نیز ایجاد پلی ارتباطی با جامعهٔ علمی جهان باشد.
حتی در صورت فراهمشدن شرایط آموزش حضوری، آموزش آنلاین همچنان میتواند در کنار محیطهای فیزیکی آموزشی، فرصت یادگیری را برای شمار زیادی از افرادی که به هر دلیل قادر به تحصیل حضوری نیستند فراهم کند و همگام با دانشگاهها و محیطهای آکادمیک حضوری، و حتی در برخی موارد موفقتر از آنها، پیش برود.
آیا آموزش حضوری در کشوری چون افغانستان پاسخگوی ظرفیت آموزشی نسل جدید افغان است؟
طبق آخرین گزارش سازمان یونسکو در سال ۱۴۰۴ خورشیدی، حدود ۹۰ درصد دانشآموزان افغان حتی قادر به خواندن یک متن ساده نیستند.
این آمار و چنین گزارش تکاندهندهای، نشاندهندهی فرسودگی و ناکارآمدی سیستم آموزشی حضوری فعلی کشور است.
این فرسودگی غالباً ناشی از ناتوانی بخشی از معلمان در انتقال مفاهیم و عدم آشنایی و استفاده از روشهای نوین آموزشی برای دانشآموزان است.
برای روشنتر شدن موضوع، اجازه دهید مثالی بیاورم:
اگر بخواهیم همین معلمان را بهعنوان یک جامعهی هدف در نظر بگیریم و آنها را با روشهای نوین آموزشی آشنا سازیم، با توجه به مشکلات اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی افغانستان، از چه راهی باید استفاده کرد؟
راهی که بتواند فاصلهها را بیاهمیت سازد، هزینههای اقتصادی و انسانی را کاهش دهد و در عین حال امکان اتصال به کارشناسان و متخصصان مؤثر در سراسر جهان را فراهم آورد، پاسخ؛چیزی جز آموزش آنلاین نیست.
بهکمک این شیوه میتوان معلمان سراسر کشور را در قالب برنامهای منسجم به دورههای آموزشی متصل کرد و زمینهٔ ارتقای ظرفیت علمی آنها و کیفیت کلاسهای درسیشان را فراهم ساخت.
بهطور خلاصه، آموزش آنلاین میتواند ابزاری برای تقویت پایههای آموزش حضوری باشد.
این تنها نمونهای کوچک برای اثبات ضرورت و اهمیت آموزش آنلاین، حتی در کشوری چون افغانستان، است.
آیا آموزش آنلاین طی سه سال گذشته توانسته است به دختران افغانستان کمک کند؟
این پرسشی بسیار مهم است. اکنون که به این نتیجه رسیدهایم که نهتنها امروز، بلکه در آینده نیز به آموزش آنلاین نیاز داریم، بهتر است بررسی کنیم که این شیوهٔ آموزشی طی سه سال گذشته چگونه توانسته زندگی بسیاری از زنان و دختران کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
فرار از افسردگی و افزایش امید به زندگی
آموزش آنلاین توانسته است با ایجاد بستر آموزشی، اتصال دانشجویان به جامعهٔ علمی داخل و خارج کشور و فراهمکردن امکان شرکت در برنامههای علمی آنلاین جهانی، میزان امید به زندگی را در میان دختران افزایش دهد.
این موضوع در دو تحقیق جداگانه که سال گذشته در دانشکدهٔ روانشناسی دانشگاه آنلاین زن و با ارزیابی پاسخهای چهار هزار دانشجوی این دانشگاه به پرسشنامههای تخصصی انجام شد، بهدست آمد.
بر اساس این ارزیابیها، بهرهمندی از آموزش آنلاین، در نبود بستر آموزش حضوری، بهطور معناداری سبب کاهش میزان افسردگی و افزایش امید به زندگی در میان دختران شده است.
ایجاد استقلال مالی و کمک به اشتغال
یکی دیگر از دستاوردهای مهم آموزش آنلاین، کمک به ایجاد استقلال مالی و زمینهسازی برای اشتغال دختران بوده است.
با وجود تمام محدودیتها، زنان و دختران افغانستان تلاش کردهاند از موانع عبور کنند. لذا هنوز بخش قابلتوجهی از معلمان مکاتب ابتدایی، کارمندان بانکها و زنان شاغل در بخش صحتِ سکتور خصوصی افغانستان، با ادامهی تحصیل بهصورت آنلاین توانستهاند در سال جاری صاحب وظیفه شوند و به استقلال نسبی مالی برای خود و خانوادههایشان دست یابند.
طبق آخرین گزارش منتشرشده توسط دانشگاه آنلاین زن، ۲۲۰ دانشجو طی یک سال و با تأیید این نهاد آموزشی، در نقاط مختلف کشور موفق به یافتن شغل در سکتور خصوصی شدهاند.
این آمار شاید پاسخگوی تمام نیازهای جامعه نباشد؛ اما پرسش اصلی این است که اگر آموزش آنلاین در شرایط اضطراری توانسته تا این اندازه مؤثر عمل کند، در شرایط عادی تا چه اندازه میتواند کارآمد باشد؟
پاسخ این پرسش، اگر بدون تعصب به موضوع نگاه کنیم، کاملاً روشن است.
چرا لازم است در نبود آموزش حضوری، چراغ آموزش آنلاین نهتنها روشن، بلکه پرفروغتر بماند؟
در آستانهٔ پنجمین سال محرومیت تحصیلی دختران در افغانستان، اگر بخواهیم از یک ناجی برای این گروه نام ببریم، بیتردید آن ناجی، سازوکار و دستاندرکاران آموزش آنلاین هستند.
پنج سال، یعنی چیزی معادل ده سمستر درسی؛ زمانی حتی بیشتر از مدت زمان لازم برای دریافت مدرک لیسانس. این دوره، بخشی از طلاییترین سالهای عمر هر جوان به شمار میرود.
در شرایطی که هنوز هیچ افق روشنی برای بازشدن دروازههای آموزش به روی دختران وجود ندارد، اگر آموزش آنلاین نبود، یک نسل کامل از دختران عملاً از چرخهٔ آموزش خارج میشدند.
در پاسخ به منتقدان این شیوه آموزشی باید گفت: بازگرداندن کسی که یکبار از چرخهٔ پیوستهی آموزش خارج شده، کاری دشوار، پرهزینه و گاه ناممکن است.
در جامعهای سنتزده چون افغانستان، خروج دختران از چرخهی آموزش، در بسیاری از موارد، آنان را در برابر ازدواجهای اجباری قرار میدهد.
به باور من آموزش آنلاین نه یک چالش، بلکه موهبتی برای احیای دوبارهٔ پیکرهی نیمهجان آگاهی و دانش زنان در افغانستان است؛ موهبتی که به نظر میرسد قرار نیست بهسادگی ما را تنها بگذارد و حتی با تغییر شرایط نیز همچنان بهعنوان یاوری واقعی در مسیر دانستن و آموختن در کنار ما باقی خواهد ماند.







