گزارشگر: زینب سروش
فرزانهی 18ساله و مادر نوزاد دختر سهماهه، در پنج ثور در ولسوالی پسابند غور به قتل رسید. علت قتل این زن جوان و چهگونگی آن در این گزارش به بررسی گرفته شده است.
در دو هفتهی اخیر هشت مورد قتل زنان در چند ولایت افغانستان گزارش شده است که ممکن است آمار واقعی این حوادث که به دلایل مختلف رسانهای نمیشوند، بالاتر از اینها نیز باشد. یکی از این موارد، قتل فرزانه، زن جوان هجدهسالهای در غور است که نزدیک به دو سال پس از زندگی مشترک با مردی همسن پدرش، توسط اعضای خانواده شوهرش به قتل میرسد.
غور از گذشته تا اکنون یکی از ناامنترین ولایتها برای زنان بوده و آمار قتلها و خودکشیهای زنان در این ولایت بسیار بالا است؛ از سنگسار رخشانه در برابر چشم مردم گرفته تا خودسوزی عابده به دلیل ازدواج اجباری با برادر یکی از افراد طالبان و اکنون، قتل فرزانه به دلیل خشونتهای خانوادگی. نخستین روزهای تسلط طالبان در این ولایت مصادف بود با تیرباران چند زنی که در صفوف پولیس کار میکردند. بحران خشونت علیه زنان و زنکشی پس از حضور طالبان، در این ولایت عمیقتر و بزرگتر شده است.
در آخرین مورد، قتل فرزانهی 18ساله مهر تایید دیگری بر وضعیت خشونتبار زندگی زنان در این غور است. خبرنگار رسانهی راوی زن، برای پوشش دقیق این واقعه و روشنشدن چرایی اتفاق افتادن قتل این زن جوان، به سراغ چند تن از بستگان و نزدیکان فرزانه رفته و در این مورد با آنها گفتگو کرده است.
به اساس گفتههای یک تن از اعضای خانوادهی فرزانه، او سه سال پیش، هنگامی که تقریباً 15ساله بود، به عقد مردی به نام محبالله درآمده بود. مردی که فرزانه به عقد اجباری او درآمده بود، قبلاً ازدواج کرده و فرزندانی همسن و حتا بزرگتر از فرزانه داشت. پس از حدود یک سال، شوهر فرزانه 600 هزار افغانی پیشکش را به خانوادهی فرزانه پرداخت کرده و او را بدون برگزاری مراسم عروسی، به خانهی خود برده بود؛ خانهای که همزمان همسر اول و فرزندانش نیز در آن زندگی میکردند.
یک تن از نزدیکان فرزانه میگوید: «زن کلان محبالله از همو اول به عروسی دوم او راضی نبود و همیشه دل خور به سر ای دختر جوان خالی میکرد. او همیشه میگفت که مه هم زندگی خور داشتم هم بچهها خور، چرا محبالله زن دوم گرفته. بیشتر به همی خاطر به هر چیز بهانهگیری میکرد تا جنگی به راه اندازه.»
پس از مدتی کوتاه از حضور فرزانه در خانهی مشترک، لتوکوب فرزانه توسط همسر و پسر جوان او آغاز شد. آنها به هر بهانهای از قبیل انجامدادن کارهای خانه، خرید لباس و لوازم مورد نیاز و حتا رفتن به خانهی پدرش، فرزانه را لتوکوب میکردند.
یکی دیگر از بستگان فرزانه، به رسانهی راوی زن گفته است که محبالله همهروزه شاهد جنجالهای در خانه بوده و میدید که فرزانه را زن اول و پسرش لتوکوب میکنند؛ اما چیزی به آنها نمیگفت. «شوهرش میدید که چقدر بالای ای دختر ظلم میشه و زن و بچههایش او را لت میکنند، داو میزنند، بازم چپ بود و از اونا میترسید. حتی یکبار فرزانه شکمپر بود که جواد بچه امباقش با لگد به شکمش زده بود. مادر و بچه دشمن خونی و خاکی همی دختر بودند و شوهر نامردش هم فقط سیلبین بود و هیچ کاری نمیکرد.»
به اساس گفتههای این منبع، شوهر فرزانه هم مستقیم در این خشونتها و شکنجههای مدام فرزانه نقش داشته و هم با عدم حمایت از فرزانه در برابر لتوکوب و خشونت همسر اول و پسرش، فضا را برای خشونت همیشگی علیه او در داخل خانه فراهم میکرد.
فرزانه پس از این که دامنهی خشونتها در خانه گستردهتر شد، چندین بار تلاش کرده بوده تا به خانهی پدرش رفته و دوباره به خانهی شوهرش برنگردد، اما هر بار او را مجبور میکردند تا پس به خانه بیاید. به خصوص وقتی که دخترش متولد شده بود.
فرزانه پس از تولد دخترش و تحمل خشونت و شکنجههای فراوان و همهروزه، گفته بود که درخواست طلاق میکند و دیگر حاضر نیست این قدر شکنجه و لتوکوب را تحمل کند. او به خانوادهاش گفته بود که طلاق حق شرعی و اسلامیاش است و به محکمه درخواست طلاق میدهد تا خود را از دست خانوادهی همسرش نجات بدهد. «به این رابطه نه آنها راضی هستند و مرا قبول میکنند، نه من راضی هستم.»
یک تن دیگر از بستگان فرزانه فرد دیگر دخیل در این ماجرا را معرفی میکند که نقش زیادی در اعمال خشونت علیه فرزانه و عدم رسمیشدن پروندهی طلاق او داشته است. این فرد که در حقیقت کاکاخسر فرزانه میشده، «حاجی نور» نام دارد که گفته میشود کارمند فعلی یکی از ادارههای طالبان در غور است. او از نفوذ خود برای خاموش نگهداشتن فرزانه و خانوادهاش استفاده کرده است و مانع رسمیشدن درخواست طلاق شده است.
این منبع به راوی زن گفته است: «وقتی که حاجی نور از خبر درخواست طلاق فرزانه از محبالله خبر شد، به شوهر فرزانه گفته بود که ای برای قوم نوم بدی کلانی است و برای ما شرم است که زن خود را طلاق بدیم. بهتر است کشته شود تا ای که ما پیش مردم بیعزت شویم.»
پس از آن، هنگامی که به تاریخ 5 ثور فرزانه به خانه برمیگردد، مورد لتوکوب شدید قرار گرفته و با ابزاری به نام کرند (وسیلهای شبیه تبر) به قتل میرسد. در آن روز همسر اول محبالله(امباق فرزانه) و پسر بزرگش جواد در خانه بودهاند که ابتدا تلاش کرده بودند تا قتل فرزانه را خودکشی نشان بدهند، اما پس از انتقال جسد فرزانه به شفاخانه و بررسی آن، قتل بر اثر شکنجه، خفگی و ضربه با کرند و همچنان سوختگی با آب جوش تشخیص داده شد.
این در حالی است که پزشکان شفاخانهی ولایتی غور در گزارشی که در پیوند به قتل فرزانه به ادارهی جنایی طالبان ارایه کردهاند نیز مرگ فرزانه را خودکشی نه، بلکه قتل عمد تشخیص دادهاند.
به اساس گفتههای یکی از نزدیکان فرزانه، طالبان اکنون فقط پسر امباق فرزانه را بازداشت کردهاند و شوهر فرزانه، محبالله، آزاد میشود. در حالی که یک نوزاد دختر سهماهه پس از فرزانه باقی مانده است و سرنوشت و آیندهی او نیز نامعلوم است.
قتلهای پیهم زنان در اثر خشونتهای خانگی و ازدواجهای اجباری در حالی افزایش چشمگیری داشته که به اساس گزارش سهماههی بخش حقوق بشر سازمان ملل متحد که در مارچ سال جاری نشر شد، دسترسی زنان به عدالت و پیگیری پروندههای آنها از طریق مراجع قانونی تا چهار برابر کاهش را نشان میدهد. این در حالی است که پس از تسلط طالبان بر افغانستان، همه ادارهها و نهادهای حامی حقوق زنان از جمله وزارت امور زنان، کمیسیون مستقل حقوق بشر و مؤسسههای حمایتکنندهی زنان به اساس فرمان رهبر طالبان مسدود شده است و عملاً همه راههای دادخواهی در برابر خشونت و ستم بر زنان بسته شده است.







