گفتوگوکننده: شهبانو نوری
فرخلقا اونچیزاده، فعال حقوق بشر و مدافع حقوق زنان اهل افغانستان، بیش از ۲۰ سال در حوزهی حقوق بشر و توانمندسازی زنان فعالیت کرده است. او، تحصیلات خود را در رشتهی علوم سیاسی آغاز کرد و سپس مدرک کارشناسی ارشد خود را در حقوق بینالملل عمومی به دست آورد. از همان دوران جوانی، تحت تأثیر شرایط سیاسی و اجتماعی افغانستان، به ویژه تجربهی محدودیتها علیه زنان در دوره اول حاکمیت طالبان، به فعالیتهای اجتماعی و حقوق بشری روی آورد.
اونچیزاده سالها در نهادهای مختلف ملی و بینالمللی از جمله دفتر هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (UNAMA) و کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان فعالیت داشته است. در این نقشها، او در زمینهی مستندسازی نقض حقوق بشر، خشونت علیه زنان، حمایت از قربانیان، و تقویت مشارکت زنان در روندهای صلح نقش فعال داشته است.
او همچنین در برنامهها و پروژههای مرتبط با توانمندسازی زنان، عدالت اجتماعی و مبارزه با فساد اداری مشارکت داشته و تجربهی گستردهای در کار با نهادهای دولتی و بینالمللی دارد.
پس از سقوط جمهوری در ۲۰۲۱، فرخلقا اونچیزاده به یکی از صداهای فعال در عرصهی بینالمللی علیه سیاستهای طالبان تبدیل شد، به ویژه بر موضوع «آپارتاید جنسیتی» و محرومیت زنان از آموزش و کار تأکید کرده است. او بارها از جامعهی جهانی خواسته است تا در برابر نقض حقوق زنان در افغانستان پاسخگو باشد.
نوری: با گذشت نزدیک به پنج سال از بستهماندن مکتبها و دانشگاهها به روی دختران در افغانستان، آیندهی این نسل را چه گونه ارزیابی میکنید؟
اونچیزاده: با وجود محدودیتهای گسترده، دختران افغانستان نشان دادهاند که انگیزه یادگیری و پیشرفت را از دست ندادهاند. بسیاری از آنها از طریق آموزشهای آنلاین، صنفهای خانگی و ابتکارهای فردی به مسیر آموزش ادامه دادهاند. این تلاشها ثابت میکند که اشتیاق به دانش را نمیتوان خاموش کرد.
آیندهی این نسل تا حد زیادی به بازگشایی مسیرهای آموزشی و حمایت خانوادهها، نهادهای مدنی و جامعهی جهانی بستگی دارد. هر روزی که آموزش دختران به تأخیر میافتد، شکافهای اجتماعی و اقتصادی عمیقتر میشود؛ اما سرمایه انسانی دختران افغانستان همچنان پابرجاست و در صورت فراهمشدن فرصتها، آنها میتوانند نقش کلیدی در توسعه، ثبات و بازسازی افغانستان ایفا کنند.
همان گونه که زنان برجستهای چون گوهرشاد بیگم، رابعهی بلخی و ملکه ثریا در دورههای مختلف تاریخ افغانستان مسیر پیشرفت را هموار کردند، دختران امروز نیز میتوانند سازندگان آیندهای روشنتر برای کشور خود باشند؛ اما ادامهی محرومیت از آموزش، افغانستان را با نسلی روبهرو خواهد کرد که از یکی از بنیادیترین حقوق انسانی خود محروم مانده و فرصتهای رشد فردی، اقتصادی و اجتماعی را از دست داده است. چنین وضعیتی نه تنها آیندهی میلیونها دختر را به خطر انداخته ، بلکه توسعه و پیشرفت پایدار افغانستان را نیز با چالشهای جدی مواجه کرده است.
نوری: اگر محرومیت آموزشی دختران ادامه پیدا کند، چه پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در انتظار افغانستان خواهد بود؟
اونچیزاده: ادامهی محرومیت دختران از آموزش، پیامدهای جبرانناپذیر و عمیقی برای آیندهی افغانستان خواهد داشت. آموزش تنها بر زندگی فردی تأثیر نمیگذارد، بلکه یکی از مهمترین عوامل توسعهی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هر کشور است. محرومشدن میلیونها دختر از آموزش، به معنای ازدسترفتن بخش بزرگی از سرمایهی انسانی افغانستان است.
یک ضربالمثل مشهور است که میگوید: اگر یک مرد آموزش ببیند، یک فرد آموزش دیده است؛ اما اگر یک زن آموزش ببیند، یک نسل آموزش میبیند. این سخن به خوبی اهمیت آموزش دختران را نشان میدهد. زنی که سواد دارد، نه تنها زندگی خود را بهبود میبخشد، بلکه میتواند فرزندان خود را بهتر تربیت کند، به سلامت و آموزش آنها توجه بیشتری داشته باشد و ارزش دانش را به نسل بعدی منتقل کند. در مقابل، زمانی که یک دختر از آموزش محروم میشود، این محرومیت میتواند به نسلهای بعد نیز منتقل شود.
از نظر اجتماعی، ادامه محرومیت آموزشی میتواند باعث افزایش فقر، کاهش آگاهی عمومی و محدودشدن مشارکت زنان در جامعه شود. مادران باسواد معمولاً نقش مؤثرتری در آموزش فرزندان، مدیریت خانواده و حل مشکلات اجتماعی دارند. به همین دلیل، آموزش زنان یکی از مؤثرترین راهها برای توسعه جوامع به شمار میرود.
از نظر اقتصادی نیز، افغانستان نیروی انسانی ارزشمند خود را از دست خواهد داد. دخترانی که امروز از رفتن به مکتب و دانشگاه محروم میشوند، فردا نمیتوانند به عنوان داکتر، معلم، پرستار، انجنیر ، پژوهشگر یا کارآفرین در خدمت جامعه باشند. هیچ کشوری نمیتواند با کنار گذاشتن نیمی از جمعیت خود به توسعه پایدار دست یابد.
نوری: بسیاری معتقدند که مادر نخستین آموزگار هر خانواده است. بیسوادی اجباری دختران امروز، چه تأثیری بر نسلهای آینده خواهد گذاشت؟
اونچیزاده: مادر نخستین معلم هر کودک است. کودک پیش از این که وارد مکتب شود، اولین کلمات را از مادر میآموزد، نخستین ارزشهای اخلاقی را از او فرا میگیرد و اولین تجربههای زندگی را در کنار او کسب میکند. در حقیقت، آغوش مادر نخستین مکتب کودک است؛ جایی که شخصیت، رفتار، اعتمادبهنفس و نگاه او به جهان شکل میگیرد.
به همین دلیل، آموزش دختران سرمایهگذاری برای آموزش و پرورش نسلهای آینده است. مادری که از آموزش و آگاهی برخوردار باشد، میتواند فرزندان خود را بهتر راهنمایی کند، آنها را به یادگیری تشویق کند و نقش مؤثری در رشد فکری و اجتماعی آنها داشته باشد؛ اما اگر دختران امروز از آموزش محروم شوند، این محرومیت میتواند آثار خود را بر نسلهای بعدی نیز بر جای بگذارد.
نوری: به عنوان یک فعال حقوق زن، وضعیت کنونی زنان افغانستان را چه گونه توصیف میکنید؟
اونچیزاده: متأسفانه وضعیت کنونی زنان افغانستان در یکی از دشوارترین دورههای تاریخی خود قرار دارد. امروز زنان و دختران افغانستان با محدودیتهای گستردهای در زمینهی آموزش، کار، مشارکت سیاسی، اجتماعی و حضور در زندگی عمومی روبهرو استند. میلیونها دختر از حق آموزش فراتر از مقاطع ابتدایی محروم شدهاند و بسیاری از زنان فرصت کار و فعالیت در اجتماع را از دست دادهاند.
با این حال، زنان افغانستان همچنان با شجاعت، استقامت و امید برای حفظ حقوق اساسی خود تلاش میکنند. بسیاری از آنها با وجود همه محدودیتها به آموزش، آگاهیدهی و حمایت از یکدیگر ادامه میدهند. من باور دارم که زنان افغانستان قربانیان خاموش نیستند، بلکه نیروهای توانمند و تأثیرگذاری استند که میتوانند در ساختن آیندهای بهتر برای کشور نقش اساسی داشته باشند.
نوری: هزاران دختر در سالهای اخیر از حق آموزش محروم شدهاند. این محرومیت چه آثار روانی و انسانی بر آنها برجا گذاشته است؟
اونچیزاده: بستهماندن دروازههای مکتبها و دانشگاهها به روی دختران افغانستان، میلیونها دختر را از حق بنیادی آموزش محروم ساخته و آثار عمیق روانی، اجتماعی و انسانی بر آنها برجا گذاشته است. بسیاری از دختران احساس ناامیدی، سرخوردگی و بیآیندگی میکنند؛ زیرا فرصت رشد، شکوفایی استعدادها و مشارکت در توسعهی جامعه از آنها گرفته شده است.
نوری: آیا فکر میکنید افغانستان میتواند از این دورهی تاریک عبور کند و دوباره به مسیر آموزش و پیشرفت بازگردد؟
اونچیزاده: بله، من باور دارم که افغانستان میتواند از این دورهی دشوار عبور کند و دوباره به مسیر آموزش و پیشرفت بازگردد. تاریخ افغانستان نشان میدهد که آموزش دختران، با وجود فرازونشیبهای فراوان، هرگز به طور کامل از میان نرفته است. از زمان امانالله خان که نخستین مکتب دخترانه در ۱۲۹۹ در کابل افتتاح شد، تا دورههای مختلف بعدی، زنان افغانستان همواره برای دسترسی به آموزش تلاش کردهاند.
در طول یک قرن گذشته، آموزش دختران بارها با محدودیت، جنگ و تغییرات سیاسی روبهرو شده است. پس از سقوط حکومت امانالله خان، مکتبهای دخترانه بسته شد، اما دوباره در دورهی ظاهرشاه زمینه آموزش و حضور اجتماعی زنان فراهم شد؛ حتا در سالهای جنگ داخلی و ناامنی نیز آموزش دختران به طور کامل متوقف نشد. پس از ۲۰۰۱ نیز میلیونها دختر به مکتب و دانشگاه راه یافتند و زنان در عرصههای مختلف علمی، اجتماعی و حرفهای دستآوردهای چشمگیری داشتند.
این تجربهی تاریخی نشان میدهد که علاقهی مردم افغانستان به آموزش، به ویژه آموزش دختران، ریشهدار و پایدار است. امروز نیز با وجود محدودیتها، دختران افغانستان همچنان برای یادگیری تلاش میکنند و خانوادههای بسیاری آموزش را حق اساسی فرزندان خود میدانند.
آموزش نه تنها یک حق انسانی، بلکه کلید پیشرفت و آبادانی افغانستان است. همان گونه که در گذشته دورههای دشوار سپری شده و مسیر آموزش دوباره باز شده است، من باور دارم که افغانستان از این مرحله نیز عبور خواهد کرد و دختران بار دیگر جایگاه شایستهی خود را در نهادهای آموزشی و جامعه، قویتر از قبل به دست خواهند آورد.
نوری: جامعهی جهانی بارها از حقوق بشر و حقوق زنان سخن گفته است. به نظر شما چرا در برابر وضعیت زنان افغانستان اقدامهای مؤثرتری انجام نشده است؟
اونچیزاده: بسیاری از زنان و دختران افغانستان باور دارند که واکنشهای جامعهی جهانی در برابر وضعیت کنونی زنان افغانستان، با شدت و گستردگی این بحران متناسب نبوده است. اگرچه در سالهای گذشته بیانیهها، نشستها و محکومیتهای متعددی در حمایت از حقوق زنان افغانستان صادر شده، اما این اقدامها تا اکنون نتوانسته تغییر ملموسی در زندگی میلیونها زن و دختر افغانستان ایجاد کند.
یکی از خواستههای اصلی فعالان حقوق زن، بهرسمیتشناختن «آپارتاید جنسیتی» در افغانستان است. ما معتقدیم که محرومیت ساختارمند زنان و دختران از آموزش، کار، مشارکت اجتماعی و حضور در زندگی عمومی، شکلی از تبعیض ساختاری و سازمانیافته است که باید به عنوان یک موضوع جدی حقوق بشری مورد شناسایی قرار گیرد.
بسیاری از دختران افغانستان احساس میکنند که جامعهی جهانی در برابر رنج و محرومیت آنها سکوت اختیار کرده است. آنها از نهادهای بینالمللی و دولتها میخواهند که فراتر از ابراز نگرانی عمل کرده و اقدامهای عملی و مؤثرتری برای حمایت از حقوق زنان افغانستان انجام دهند. همچنین فعالان حقوق زن تأکید میکنند که هرگونه تعامل سیاسی و دیپلماتیک با حاکمیت کنونی در افغانستان، باید مشروط به رعایت حقوق اساسی زنان و دختران باشد.
به باور من، جامعهی جهانی باید صدای زنان افغانستان را بیشتر بشنود و در کنار مبارزههای مدنی و مسالمتآمیز آنها بایستد. زنان افغانستان خواهان امتیاز ویژه نیستند، آنها تنها خواستار حقوقی استند که هر انسان، صرفنظر از جنسیت، شایسته برخورداری از آن است. حمایت عملی از این حقوق، میتواند گامی مهم در جهت عدالت، کرامت انسانی و آینده بهتر افغانستان باشد.
نوری: نقش سازمانهای بینالمللی در حمایت از دختران محروم از آموزش را چه گونه ارزیابی میکنید؟
اونچیزاده: سازمانهای بینالمللی، در سالهای اخیر نقش مهمی در جلب توجه جهانی به وضعیت دختران محروم از آموزش در افغانستان داشتهاند. نهادهایی مانند United Nations، UNESCO،UNICEF و بسیاری از سازمانهای حقوق بشری بارها در بارهی پیامدهای محرومیت دختران از آموزش هشدار دادهاند و از حق آموزش برای همه کودکان و نوجوانان دفاع کردهاند.
این سازمانها از طریق گزارشدهی، آگاهیرسانی، حمایتهای بشردوستانه، برنامههای آموزشی جایگزین و فشارهای دیپلماتیک، تلاش کردهاند که موضوع آموزش دختران افغانستان در دستور کار جامعهی جهانی باقی بماند. همچنین بسیاری از این سازمانها از خانوادهها، دانشآموزان و آموزگاران در شرایط دشوار حمایت کردهاند و فرصتهای آموزشی محدودی را برای برخی از دختران فراهم ساختهاند.
با وجود این تلاشها، واقعیت این است که نتایج عملی این اقدامها هنوز با نیازها و انتظارهای میلیونها دختر افغانستان فاصله دارد. دختران زیادی همچنان از رفتن به مکتب و دانشگاه محروم استند و بسیاری از خانوادهها احساس میکنند که حمایتهای بینالمللی نتوانسته تغییر اساسی در وضعیت آنها ایجاد کند.
به باور من، سازمانهای بینالمللی باید علاوه بر ادامهی حمایتهای بشردوستانه، راهکارهای مؤثرتری برای دفاع از حق آموزش دختران جستوجو کنند. صدای دختران افغانستان باید بیشتر شنیده شود و نیازهای آنها در مرکز تصمیمگیریهای بینالمللی قرار بگیرد. همچنین سرمایهگذاری در برنامههای آموزشی، بورسیههای تحصیلی، آموزش آنلاین و حمایت از ابتکارهای آموزشی میتواند به حفظ امید و آیندهی نسل جوان افغانستان کمک کند.
نوری: زنان و دخترانی که به دلیل شرایط افغانستان به ایران و پاکستان مهاجرت کردهاند، امروز با چه چالشهای اساسی روبهرو استند؟
اونچیزاده: زنان و دخترانی که به دلیل شرایط دشوار افغانستان به ایران و پاکستان مهاجرت کردهاند، امروز با چالشهای پیچیده و چندلایه روبهرو استند. بسیاری از آنها برای فرار از محدودیتهای آموزشی، ناامنی و مشکلات اقتصادی کشور را ترک کردهاند، اما در کشورهای میزبان نیز با مشکلات جدی مواجهاند. یکی از بزرگترین نگرانیهای آنها، نداشتن مدارک قانونی و خطر اخراج اجباری است. بسیاری از زنان و دختران افغانستان در وضعیت نامشخص حقوقی زندگی میکنند و همواره از بازداشت، اخراج و بازگشت اجباری به افغانستان هراس دارند. این نگرانی به ویژه برای فعالان حقوق زن، خبرنگاران، دانشجویان و زنانی که در افغانستان با محدودیتهای شدید روبهرو استند، بسیار جدی است.
از نظر اقتصادی نیز شرایط دشوار است. بسیاری از زنان مهاجر به فرصتهای شغلی مناسب دسترسی ندارند و در بازار کار غیررسمی با دستمزدهای پایین و گاه استثمار مواجه میشوند. زنانی که سرپرست خانواده استند، برای تأمین نیازهای اولیهی زندگی با مشکلات فراوانی دستوپنجه نرم میکنند.
در بخش آموزش نیز دختران مهاجر با موانع اداری، قانونی و مالی روبهرو استند. بسیاری از آنها نمیتوانند به آسانی در مکتبها و دانشگاهها ثبتنام کنند.
در سوی دیگر، بسیاری از زنان به ویژه مادران و زنان باردار، به خدمات درمانی کافی دسترسی ندارند و پس از بازگشت به افغانستان نیز با کمبود امکانات صحی و خدمات حمایتی مواجه میشوند.
زنان و دختران مهاجر در معرض انواع خشونتهای مبتنی بر جنسیت، سوءاستفادههای اقتصادی و مشکلات ناشی از زندگی در شرایط ناپایدار در ایران و پاکستان نیز قرار دارند. این وضعیت، همراه با ترس از آینده، جدایی از خانواده، فشارهای مالی و نگرانی از بازگشت اجباری، سبب افزایش اضطراب، افسردگی و مشکلات روانی در میان آنها شده است.
به باور من، زنان و دختران افغان مهاجر از آسیبپذیرترین گروههای جامعه استند و نیازمند حمایت جدی جامعهی جهانی، سازمانهای بینالمللی و کشورهای میزبان میباشند. فراهمسازی دسترسی به آموزش، حمایتهای حقوقی، فرصتهای شغلی و خدمات صحی میتواند نقش مهمی در حفظ کرامت انسانی و آیندهی این زنان و دختران داشته باشد.
نوری: بسیاری از خانوادههای مهاجر افغانستان در کشورهای همسایه هنوز از آینده خود اطمینان ندارند. این بیسرنوشتی چه پیامدهایی برای زنان و کودکان مهاجر دارد؟
اونچیزاده: بیسرنوشتی و نااطمینانی نسبت به آینده، یکی از بزرگترین مشکلاتی است که خانوادههای مهاجر افغانستان در کشورهای همسایه با آن روبهرو استند. این وضعیت پیامدهای گستردهای بر زندگی زنان و کودکان مهاجر دارد و آنها را در شرایط بسیار آسیبپذیری قرار میدهد.
برای زنان، نبود وضعیت حقوقی مشخص و ترس از اخراج اجباری باعث ایجاد استرس، اضطراب و احساس ناامنی دائمی میشود. بسیاری از زنان نمیدانند که آیا میتوانند در کشور میزبان بمانند، کار کنند، فرزندان خود را به مکتب بفرستند یا خیر. این بلاتکلیفی، استقلال اقتصادی و اجتماعی آنها را نیز محدود میکند و خطر فقر و وابستگی را افزایش میدهد.
کودکان مهاجر نیز بیشترین آسیب را از این وضعیت میبینند. بسیاری از آنها به دلیل مشکلات اقامتی، فقر یا جابهجاییهای مکرر از آموزش باز میمانند. محرومیت از آموزش، میتواند آیندهی آنها را با خطرهای جدی روبهرو سازد و فرصت رشد و پیشرفت را از آنها بگیرد. همچنین زندگی در فضای ناامن و نامطمئن، سلامت روانی کودکان را تحت تأثیر قرار میدهد و میتواند سبب ترس، افسردگی، کاهش اعتمادبهنفس و احساس بی سرنوشتی شود.
علاوه بر این، بیسرنوشتی طولانیمدت زمینهساز افزایش مشکلات اجتماعی مانند کار کودکان، ازدواجهای زیرسن، سوءاستفاده و خشونت علیه زنان و کودکان میشود. خانوادههایی که از آیندهی خود اطمینان ندارند، اغلب توانایی برنامهریزی برای زندگی و آیندهی فرزندان خود را نیز از دست میدهند.
به باور من، زنان و کودکان مهاجر افغانستان بیش از هر چیز به امنیت، حمایت حقوقی، دسترسی به آموزش و خدمات صحی و همچنین امید به آینده نیاز دارند. جامعهی جهانی و کشورهای میزبان باید برای کاهش این وضعیت بلاتکلیف، راههای حل انسانی و پایدار را در نظر بگیرند تا این خانوادهها بتوانند با کرامت و اطمینان بیشتری زندگی کنند.
نوری: چه اقدامهایی باید برای حمایت از دختران مهاجری که سالها از آموزش و فرصتهای رشد محروم ماندهاند، انجام شود؟
اونچیزاده: برای حمایت از دختران مهاجری که سالها از آموزش و فرصتهای رشد محروم ماندهاند، اقدامهای فوری و چندجانبه ضروری است. نخستین گام، تضمین دسترسی برابر و بدون تبعیض آنها به آموزش است. بسیاری از این دختران به دلیل نداشتن مدارک اقامتی، مشکلات مالی یا موانع اداری از رفتن به مکتب و دانشگاه بازماندهاند. دولتهای میزبان و نهادهای بینالمللی، باید این موانع را برطرف کنند و زمینهی ثبتنام و ادامه تحصیل آنها را فراهم سازند.
همچنین ایجاد برنامههای آموزشی جبرانی و فشرده برای دخترانی که چندین سال از آموزش دور ماندهاند، بسیار مهم است. آموزشهای آنلاین و از راه دور نیز میتواند برای دخترانی که امکان حضور در مرکزهای آموزشی را ندارند، فرصت ارزشمندی برای ادامه یادگیری فراهم کند.
در کنار آموزش، نباید از سلامت روانی این دختران غافل شد. بسیاری از آنها تجربه جنگ، مهاجرت اجباری، بیثباتی، تبعیض و محرومیت از آموزش را پشت سر گذاشتهاند. به همین دلیل، ارائه خدمات مشاورهای، حمایتهای روانی و ایجاد محیطهای امن آموزشی میتواند به بازسازی اعتمادبهنفس و امید در آنها کمک کند.
مهارتآموزی و توانمندسازی اقتصادی نیز اهمیت ویژهای دارد. آموزش مهارتهای فنی و حرفهای، فنآوری، زبان و مهارتهای زندگی میتواند به دختران کمک کند تا در آینده استقلال مالی و اجتماعی بیشتری داشته باشند و نقش فعالتری در جامعه ایفا کنند.
افزون بر این، حمایت از خانوادهها نیز ضروری است. بسیاری از خانوادههای مهاجر به دلیل مشکلات اقتصادی قادر به تأمین هزینههای تحصیل فرزندان خود نیستند. بورسیههای تحصیلی، کمکهای مالی و برنامههای آگاهیدهی میتواند خانوادهها را تشویق کند تا از ادامه آموزش دختران خود حمایت کنند.
اگر آموزش، حمایت روانی، مهارتآموزی و امنیت اجتماعی برای دختران فراهم شود، میتوانند نه تنها عقبماندگیهای گذشته را جبران کنند، بلکه به زنانی توانمند، مستقل و تأثیرگذار در جوامع خود تبدیل شوند. سرمایهگذاری بر آموزش و توانمندسازی دختران مهاجر، سرمایهگذاری به آیندهای عادلانهتر و پایدارتر برای همه است.
نوری: کشورهای میزبان، در قبال آموزش و امنیت زنان و دختران افغانستان چه مسئولیتی دارند؟
اونچیزاده: به باور من، کشورهای میزبان مهاجران افغانستان در قبال زنان و دختران مهاجر مسئولیتهای مهم حقوقی، انسانی و اخلاقی دارند. این مسئولیتها تنها به فراهمکردن سرپناه محدود نمیشود، بلکه شامل حفاظت از حقوق اساسی، امنیت و کرامت انسانی آنها نیز است.
نخستین مسئولیت، رعایت اصل «عدم بازگرداندن اجباری» است. زنانی که در صورت بازگشت به افغانستان با خطر محرومیت از آموزش، محدودیتهای شدید اجتماعی، خشونت یا تهدیدهای جدی مواجه میشوند، نباید به اجبار بازگردانده شوند. کشورهای میزبان باید وضعیت ویژه زنان و دختران افغانستان را در تصمیمگیریهای مربوط به مهاجرت و پناهندگی در نظر بگیرند.
مسئولیت دیگر کشورهای میزبان، تضمین دسترسی برابر و بدون تبعیض دختران و زنان افغانستان به آموزش است. دختران افغانستان باید بتوانند بدون موانع اداری، مالی یا اقامتی در مکتبها، دانشگاهها و مرکرزهای آموزشی ثبتنام کنند.
تأمین امنیت فیزیکی و روانی زنان و دختران مهاجر نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. کشورهای میزبان باید از آنها در برابر خشونتهای مبتنی بر جنسیت، سوءاستفاده، قاچاق انسان، تبعیض و سایر تهدیدها محافظت کنند و دسترسی آنها را به حمایتهای حقوقی و اجتماعی تضمین کند.
افزون بر این، فراهمکردن دسترسی به خدمات صحی، بهداشت روان، فرصتهای شغلی، آموزشهای فنی و حرفهای و صدور مدارک قانونی معتبر، میتواند به استقلال اقتصادی و اجتماعی زنان مهاجر کمک کند. زنانی که از فرصت آموزش و کار برخوردار باشند، بهتر میتوانند زندگی خود و خانوادههای شان را مدیریت کنند و نقش سازندهای در جامعه ایفا کنند.
در نهایت، من معتقدم که حمایت از زنان و دختران مهاجر افغانستان تنها یک مسئولیت بشردوستانه نیست، بلکه تعهدی بر اساس اصول حقوق بشر و قوانین بینالمللی است. سرمایهگذاری بر آموزش، امنیت و توانمندسازی این زنان و دختران، سرمایهگذاری بر آیندهای باثباتتر، عادلانهتر و انسانیتر برای همه جوامع است.
نوری: سکوت یا واکنش محدود جامعهی جهانی در برابر بحران زنان افغانستان چه پیامی برای مدافعان حقوق بشر در سراسر جهان دارد؟
زنان افغانستان در ۵ سال گذشته بارها صدای خود را به جهان رساندهاند، اما متأسفانه آن چه بیشتر شنیدهاند «ابراز نگرانی» بوده است. نگرانی مهم است، اما وقتی زندگی میلیونها زن و دختر تحت تأثیر قرار گرفته و حقوق اساسی آنها از بین رفته است، تنها ابراز نگرانی کافی نیست.
به نظر من، سکوت یا واکنشهای محدود جامعهی جهانی، پیام ناامیدکنندهای برای مدافعان حقوق بشر دارد. این وضعیت این احساس را ایجاد میکند که حتا وقتی حقوق میلیونها انسان به صورت آشکار نقض میشود، باز هم ممکن است اقدام جدی و مؤثری صورت نگیرد. این موضوع میتواند امید بسیاری از فعالان حقوق بشر و زنانی را که برای عدالت و برابری مبارزه میکنند، تضعیف کند.
زنان افغانستان امروز بیش از هر چیز به اقدامهای عملی نیاز دارند؛ اقدامهایی که بتواند به بازشدن دروازههای مکتبها و دانشگاهها، حمایت از حقوق اساسی زنان و حفظ کرامت انسانی آنها کمک کند. جامعهی جهانی باید نشان دهد که دفاع از حقوق بشر تنها در حد سخن و بیانیه نیست، بلکه در عمل نیز برای حمایت از کسانی که حقوق شان نقض شده است، اقدام میکند.
من باور دارم که سرنوشت زنان افغانستان تنها یک موضوع مربوط به افغانستان نیست. این یک آزمون برای وجدان انسانی و تعهد جهانی به حقوق بشر است. اگر جهان نتواند از زنانی حمایت کند که تنها خواست شان حق آموزش، کار و زندگی باعزت است، این پرسش مطرح میشود که ارزشهای حقوق بشر در عمل چه جایگاهی دارند.
نوری: اگر وضعیت کنونی ادامه یابد، افغانستان در ده یا بیست سال آینده با چه بحرانهای انسانی و توسعهای روبهرو خواهد شد؟
اونچیزاده: اگر وضعیت کنونی ادامه یابد و میلیونها دختر همچنان از آموزش محروم بمانند، افغانستان در ده یا بیست سال آینده با بحرانهای عمیق انسانی، اقتصادی و اجتماعی روبهرو خواهد شد.
نخست: کشور با کمبود شدید نیروی انسانی متخصص مواجه خواهد شد. داکتران، معلمان، پرستاران، پژوهشگران و سایر متخصصانی که باید از میان دختران و پسران امروز رشد کنند، فرصت آموزش و پیشرفت را از دست خواهند داد. هیچ کشوری نمیتواند بدون سرمایهگذاری بر آموزش نسل جوان خود به توسعه دست یابد.
دوم: فقر و وابستگی اقتصادی افزایش خواهد یافت. تحقیقات در سراسر جهان نشان داده است که آموزش دختران نقش مهمی در کاهش فقر، افزایش درآمد خانوادهها و بهبود کیفیت زندگی دارد. محرومیت دختران از آموزش به معنای محرومیت خانوادهها و نسلهای آینده از فرصتهای بهتر اقتصادی است.
سوم: مشکلات اجتماعی مانند ازدواجهای زودهنگام، کار کودکان، خشونت خانوادگی و نابرابریهای اجتماعی ممکن است افزایش یابد. زمانی که دختران از آموزش محروم شوند، فرصتهای آنان برای استقلال، مشارکت اجتماعی و تصمیمگیری درباره آینده خود محدودتر میشود.
از نظر روانی نیز پیامدهای این وضعیت بسیار سنگین خواهد بود. نسلی که با احساس محرومیت، ناامیدی و نبود چشمانداز روشن برای آینده بزرگ شود، با چالشهای جدی روحی و روانی روبهرو خواهد شد. این مسئله میتواند بر ثبات و سلامت جامعه در درازمدت تأثیر بگذارد.
همچنین افغانستان در عرصه توسعه و رقابت جهانی بیش از پیش عقب خواهد ماند. در حالی که کشورهای دیگر بر آموزش، فناوری و توانمندسازی زنان سرمایهگذاری میکنند، محرومیت نیمی از جمعیت افغانستان از آموزش باعث میشود فاصله این کشور با جهان روزبهروز بیشتر شود.
نوری: پیام شما به دخترانی که در داخل افغانستان یا در مهاجرت، سالهاست از حق آموزش محروم ماندهاند چیست؟
اونچیزاده: پیام من به دختران افغانستان این است که هرگز امید خود را از دست ندهند. میدانم که محرومشدن از آموزش، دورماندن از مکتب و دانشگاه و روبهروشدن با موانع فراوان، درد بزرگی است. بسیاری از شما سالهاست که با ناامیدی، نگرانی و بیعدالتی زندگی میکنید، اما باید بدانید که ارزش، استعداد و توانایی شما با بستهشدن دروازههای مکتب و دانشگاه از بین نمیرود.
آموزش تنها در چهاردیواری یک مکتب خلاصه نمیشود. هر کتابی که میخوانید، هر مهارتی که میآموزید و هر تلاشی که برای رشد خود انجام میدهید، بخشی از مسیر آموزش است. شرایط ممکن است فرصتهای شما را محدود کرده باشد، اما نباید رؤیاها و امیدهای شما را از بین ببرد.
من میخواهم به دختران افغانستان بگویم که شما تنها نیستید. صدای شما شنیده میشود و مبارزهی شما برای حق آموزش و زندگی با کرامت، مایهی افتخار برای بسیاری از مردم در سراسر جهان است. تاریخ نشان داده است که هیچ محدودیتی برای همیشه دوام نمیآورد و هیچ قدرتی نمیتواند برای همیشه مانع آگاهی و دانش شود.
به خود تان ایمان داشته باشید. مطالعه را ترک نکنید، مهارتهای جدید بیاموزید و برای آینده آماده بمانید. روزی خواهد رسید که افغانستان دوباره به دانش، تخصص و تواناییهای شما نیاز خواهد داشت. آن روز شما میتوانید در ساختن کشوری بهتر، عادلانهتر و پیشرفتهتر نقش مهمی ایفا کنید.
من به دختران افغانستان باور دارم. شما قربانی نیستید؛ شما نسلی استید که با وجود همه دشواریها، همچنان برای حق خود ایستادهاید. امید را زنده نگه دارید؛ زیرا آینده را کسانی میسازند که حتا در تاریکترین روزها، از رؤیاهای خود دست نمیکشند.
نوری: اگر فرصت داشته باشید مستقیماً با سازمان ملل متحد و رهبران جهان صحبت کنید، مهمترین درخواست شما برای حمایت از زنان، دختران و مهاجران افغانستان چه خواهد بود؟
اونچیزاده: من بیش از چهار سال است که در نشستها و کنفرانسهای بینالمللی، از جمله در سازمان ملل متحد و همچنین در پارلمان اروپا، در باره وضعیت افغانستان سخن گفتهام. در این مدت بارها نقض حقوق بشر، به ویژه نقض حقوق زنان، دختران و اقوام مختلف افغانستان را مطرح کردهام و از جامعهی جهانی خواستهام که در برابر این وضعیت زنان افغانستان بیتفاوت نباشد و اقدامهای جدی و مؤثر انجام دهد.
متأسفانه با وجود گزارشها، نشستها و بیانیههای فراوان، زنان افغانستان همچنان از ابتداییترین حقوق خود محروم استند. میلیونها دختر از آموزش بازماندهاند، زنان از حق کار و مشارکت در جامعه محروم شدهاند و بسیاری از خانوادهها در شرایط دشوار زندگی میکنند. به همین دلیل، امروز بیش از هر زمان دیگری به اقدامهای عملی نیاز است، نه صرفاً ابراز نگرانی.
بار دیگر از این تریبیون از سازمان ملل متحد و رهبران جهان میخواهم که حق آموزش دختران افغانستان را به یک اولویت جدی در تمام مذاکرات و تعاملات سیاسی خود تبدیل کنند. همچنین از آنها میخواهم که از همه ابزارهای حقوقی، دیپلماتیک و سیاسی برای حمایت از حقوق زنان افغانستان استفاده کنند و اجازه ندهند که محرومیت و تبعیض علیه زنان به یک وضعیت عادی تبدیل شود.
پیام من به رهبران جهان این است که زنان افغانستان امتیاز ویژهای نمیخواهند؛ آنها تنها خواهان حقوقی استند که در اسناد بینالمللی حقوق بشر و در بسیاری از کشورهای جهان بدیهی و مسلم شمرده میشود: حق آموزش، حق کار، حق مشارکت در جامعه و حق زندگی با کرامت انسانی.
امروز افغانستان تنها آزمون زنان این کشور نیست، بلکه آزمونی برای جامعهی جهانی و میزان پایبندی آن به ارزشهای حقوق بشر، عدالت و برابری است.







