راوی زن
شنبه 25 میزان 1405
EN
پشتو
  • خانه
  • خبر
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش
    • گزارش تحقیقی
  • تحلیل
  • گفت‌و‌گو
  • روایت
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • داستان
    • شعر
    • هنرهای تجسمی
  • ورزش
  • چندرسانه‌یی
    • پادکست
      • پادکست راوی زن
      • تربیون راوی
    • عکس
    • فیلم
  • ستون‌ها
  • درباره ما
    • تیم راوی زن
    • هیات نویسندگان
    • همکاری با ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • خبر
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش
    • گزارش تحقیقی
  • تحلیل
  • گفت‌و‌گو
  • روایت
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • داستان
    • شعر
    • هنرهای تجسمی
  • ورزش
  • چندرسانه‌یی
    • پادکست
      • پادکست راوی زن
      • تربیون راوی
    • عکس
    • فیلم
  • ستون‌ها
  • درباره ما
    • تیم راوی زن
    • هیات نویسندگان
    • همکاری با ما
No Result
View All Result
راوی زن
No Result
View All Result

دختری میان دیوارهای رنج و سکوت

راوی زن راوی زن
12 اسد 1405
A A
دختری میان دیوارهای رنج و سکوت

The Borgen project

نویسنده: مهدا نور

هنوز هم هرگاه صدای بحث و دعوا از خانه‌ای به گوشم می‌رسد، به یاد همسایه‌ای می‌افتم که سه‏سال در همسایگی ما زندگی می‏کردند؛ خانه‌ای که بیش‌تر روزها صدای دعوا، گریه و فریاد از آن به گوش می‌رسید. درگیری‌های پی‌درپی این خانواده به اندازه‌ای بود که بسیاری از همسایه‌ها از این وضعیت رنج می‌بردند و شکایت داشتند. من از نزدیک شاهد زندگی این خانواده بودم و دختر شان بارها به خانه‌ی ما می‌آمد، درد دل می‌کرد و از رنج‌هایی که بر او می‌گذشت، سخن می‌گفت و شکایت داشت.

پدر خانواده دچار معلولیت بود و توانایی کارکردن را نداشت. از همین رو، بار سنگین تأمین هزینه‌های زندگی بر شانه‏های مادر خانواده افتاده بود. او، هر روز به خانه‌های مردم می‌رفت و با صفاکاری و انجام کارهای خانه، لقمه‌نانی برای خانواده آماده می‌کرد. همیشه زندگی آن‌ها در فقر و تنگ‏دستی می‌گذشت.

این زن و شوهر تنها یک دختر داشتند؛ دختری که کودکی نکرد و فرصت کودکی‌کردن را از دست داد. پدرش بدون این که رضایت و خواست او را در نظر بگیرد، او را در سن کم به ازدواج مردی بیگانه درآورد. دختر هنوز معنای واقعی زندگی را نمی‌دانست که وارد خانه‌ای شد که در آن به جای آرامش، مورد خشونت و آزار قرار می‌گرفت.

دختر این خانواده، بارها برایم تعریف می‌کرد که در خانه‌ی همسرش از سوی همسر و برخی اعضای خانواده مورد آزار و اذیت قرار می‏گرفت و زندگی برای او به کابوسی وحشت‏ناک تبدیل شده بود. دختر سرانجام تصمیم گرفت از آن زندگی رهایی یابد و طلاق بگیرد؛ اما گرفتن طلاق هم برای او آسان نبود. او بعدها به من گفت که خانواده توان پرداخت پول پیش‌کشی که در زمان نامزدی‏اش گرفته بودند را نداشتند. تنها راهی که پیش روی خود می‌دید، فروش کلیه‌اش بود. او، برای خرید آزادی، بخشی از جسمش را فروخته بود؛ بدون شک تصمیمی که از سر درماندگی و ناچاری گرفته بود.

دختر، پس از طلاق، هم‌راه مادرش به خانه‌های مردم می‌رفت و کار می‌کرد. هر مبلغ اندکی را که با زحمت به دست می‌آورد، پدرش از او می‌گرفت و خودش هم‌چنان در خانه مورد لت‌وکوب، توهین و آزار قرار می‌گرفت. خانه‌ای که باید پناه‌گاهش می‌بود، برای او به زندانی دیگر تبدیل شده بود.

پس از تغییر رژیم، فصل تازه‌ای از رنج‌های دختر آغاز شد. یک روز، خودم شاهد بودم که چند تن از افراد طالبان به خانه‌ی آن‌ها آمدند تا از این دختر خواستگاری کنند. دختر به صراحت با این ازدواج مخالفت کرد، اما مخالفتش هیچ ارزشی نداشت. سرانجام خانواده، برخلاف خواستش او را به نامزدی یکی از افراد طالبان درآوردند؛ مردی که سه همسر داشت و این دختر قرار بود همسر چهارمش شود. آن مرد برای جلب رضایت خانواده‌ی دختر، گفته بود که خانه‌ای چهارطبقه دارد؛ سه همسرش هر کدام در یک طبقه زندگی می‌کنند و طبقه چهارم را برای دختر آن‌ها می‏دهد.

روز عروسی فرا رسید. مادر دختر همسایه‌ها را دعوت کرده بود و من نیز در میان مهمانان حضور داشتم. دختر به آرایشگاه رفت، لباس عروس پوشید، شیرینی میان مهمانان تقسیم کردند. همه منتظر آمدن داماد بودند. ساعت‌ها گذشت، اما داماد هرگز نیامد. آن روز هنوز از خاطرم نرفته است. دختر با لباس سفید عروس، هرچند راضی به این ازدواج نبود، اما اشک می‌ریخت و با چشمانی پر از شرم به اطراف نگاه می‌کرد. مهمانان یکی‌یکی با تمسخر و نگاه‌های پرسش‏گر و سرزنش‌آمیز به او نگاه می‏کردند و مراسم را ترک می‏کردند.

پس از این نیز خشونت‌های پدر ادامه یافت. مدتی بعد، پدرش بار دیگر بدون توجه به خواست دختر، او را به ازدواج جوانی درآورد که تازه از ایران برگشته بود. او از گذشته‌ی تلخ دختر هیچ اطلاعی نداشت. این بار مراسمی ساده برگزار شد و زندگی مشترک ‏شان آغاز گردید.

امروز این دختر صاحب یک پسر است. همسرش برای کار به ایران رفته است؛ اما او به دلیل رفتارهای آزاردهنده‌ی خانواده همسر، ناچار شده دوباره به خانه‌ی مادرش بازگردد. با این حال، در خانه‌ی مادر نیز آرامش ندارد و هم‌چنان از سوی پدرش مورد خشونت، توهین و آزار قرار می‌گیرد.

هر بار که او به خانه‌ی ما می‌آید و درد دل می‌کند، با خود می‌اندیشیدم که چه گونه ممکن است انسانی از کودکی تا بزرگ‏سالی، در هر مرحله‌ای از زندگی، قربانی خشونت، فقر و تصمیم‌گیری‌های دیگران باشد. او هیچ‌گاه فرصت نیافت آزادانه برای زندگی خود تصمیم بگیرد؛ از ازدواج نخست تا ازدواج دوم، از خانه‌ی پدر تا خانه‌ی همسر، همیشه دیگران در باره‌ی سرنوشتش تصمیم گرفتند.

این روایت تلخ، نمونه‏ای از داستان هزاران زنی است که قربانی فقر، خشونت خانوادگی، ازدواج اجباری و نابرابری می‌شوند. زنانی که گاهی برای رهایی از یک زندگی پر از رنج، ناچار می‌شوند حتا بخشی از جسم خود را قربانی کنند؛ اما با وجود همه‌ی این‌ها دردها، باز هم به آرامشی که حق طبیعی هر انسان است، دست نمی‌یابند.

اشتراک‌گذاریتوییتSendSendاشتراک‌گذاری

مطالب مرتبط

سازمان ملل: سالانه ۱۲ میلیون دختر در کودکی ازدواج می‌کنند

سازمان ملل: سالانه ۱۲ میلیون دختر در کودکی ازدواج می‌کنند

18 میزان 1405
دو دختر زیر هشت سال در هلمند به ازدواج مجبور شدند

دو دختر زیر هشت سال در هلمند به ازدواج مجبور شدند

10 سنبله 1405
سازمان ملل: بحران اقتصادی و جنگ خشونت بر زنان را تشدید می‌‌کند

سازمان ملل: بحران اقتصادی و جنگ خشونت بر زنان را تشدید می‌‌کند

17 اسد 1405
فایق: زنان بازداشت‌شده به بهانه‌ی «بدحجابی» توسط طالبان با خشونت جنسی روبه‌رو شده‌اند

فایق: زنان بازداشت‌شده به بهانه‌ی «بدحجابی» توسط طالبان با خشونت جنسی روبه‌رو شده‌اند

28 سرطان 1405
سخن‌گوی طالبان مدعی است که زنی در تخار پس از هفت سال از زندان خانگی رها شد

سخن‌گوی طالبان مدعی است که زنی در تخار پس از هفت سال از زندان خانگی رها شد

22 سرطان 1405
از ازدواج اجباری تا زندان؛ روایت زنی که حاضر نشد به خانه‌ی همسر بازگردد

از ازدواج اجباری تا زندان؛ روایت زنی که حاضر نشد به خانه‌ی همسر بازگردد

21 سرطان 1405

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرخواننده‌ترین‌ها

تظاهرات زنان در کابل از سوی طالبان با شلیک گلوله متفرق شد
گزارش

تظاهرات زنان در کابل از سوی طالبان با شلیک گلوله متفرق شد

7 میزان 1401

گروه طالبان، تظاهرات شماری از زنان در مقابل سفارت ایران در کابل را با شلیک های هوایی متفرق ساختند. این...

Read more

آریانا سعید برنده جایزه جهانی حقوق بشر «های نوت» شد

«افغانستان عاری از پولیو» خواستار اتحاد برای ریشه‌کنی پولیو شد

به مناسبت سال نو؛ سازمان ملل می‌گوید که در کنار زنان در سراسر جهان می‌ایستد

یونیسف به کودکان مبتلا به سوءتغذیه خدمات درمانی فراهم می‌کند

یک فعال حقوق دگرباشان جنسیتی در پاکستان پس از اعتصاب غذایی، به شفاخانه منتقل شد

راوی زن

راوی زن رسانه‌‌ی آزاد است که تلاش می‌کند با نگاه ویژه به تحلیل، بررسی و بازنمایی مسایل زنان در افغانستان و جهان بپردازد.

دسته‌بندی‌ها

  • اخبار
  • ادبیات
  • افغانستان
  • تحلیل
  • جهان
  • چندرسانه
  • داستان
  • روایت
  • شعر
  • عکس
  • فرهنگ و هنر
  • فیلم
  • گزارش
  • گزارش تحقیقی
  • گفت‌و‌گو
  • هنرهای تجسمی
  • ورزش

دسترسی سریع

  • درباره ما
  • همکاری با ما
  • قوانین و مقررات
  • تبلیغات

خبرنامه راوی زن

با اشتراک در خبرنامه راوی زن خلاصه مطالب را در ایمیل تان دریافت کنید.


  • درباره ما
  • همکاری با ما
  • قوانین و مقررات
  • تبلیغات

© 2023 - تمامی حقوق برای راوی زن محفوظ است.

No Result
View All Result
  • خانه
  • خبر
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش
    • گزارش تحقیقی
  • تحلیل
  • گفت‌و‌گو
  • روایت
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • داستان
    • شعر
    • هنرهای تجسمی
  • ورزش
  • چندرسانه‌یی
    • پادکست
      • پادکست راوی زن
      • تربیون راوی
    • عکس
    • فیلم
  • ستون‌ها
  • درباره ما
    • تیم راوی زن
    • هیات نویسندگان
    • همکاری با ما

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In