راوی زن
سه‌شنبه 1 ثور 1405
EN
پشتو
  • خانه
  • خبر
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش
    • گزارش تحقیقی
  • تحلیل
  • گفت‌و‌گو
  • روایت
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • داستان
    • شعر
    • هنرهای تجسمی
  • ورزش
  • چندرسانه‌یی
    • پادکست
      • پادکست راوی زن
      • تربیون راوی
    • عکس
    • فیلم
  • ستون‌ها
  • درباره ما
    • تیم راوی زن
    • هیات نویسندگان
    • همکاری با ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • خبر
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش
    • گزارش تحقیقی
  • تحلیل
  • گفت‌و‌گو
  • روایت
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • داستان
    • شعر
    • هنرهای تجسمی
  • ورزش
  • چندرسانه‌یی
    • پادکست
      • پادکست راوی زن
      • تربیون راوی
    • عکس
    • فیلم
  • ستون‌ها
  • درباره ما
    • تیم راوی زن
    • هیات نویسندگان
    • همکاری با ما
No Result
View All Result
راوی زن
No Result
View All Result

بچه‌دار نشدن؛ توهین، تحقیر و طلاق برای زنان

راوی‌ زن راوی‌ زن
20 سنبله 1402
A A
بچه‌دار نشدن؛ توهین، تحقیر و طلاق برای زنان

زحل حبیبی

تازه از بیرون آمده بودم که صدای دعوای کاکایم در گوش‌هایم پیچید؛ صدایی که مرا واداشت یک‌باره به فکر زنی بیُفتم که صبح زیر باران دیدم‌اش. خودش بود. سال‌ها پیش، شاهدِ ازدواج وی با کاکایم بودم. زن مهربانی بود و شوهرش را خیلی دوست داشت، ولی کاکایم شیفته‌ی این بود که هرچه زودتر صدای گریه‌های یک نوزاد در گوش‌هایش طنین‌انداز شود. مدتی منتظر ماند اما آن مژده‌ای که او را به انتظار کشانیده بود، هیچگاه از همسرش نشنید. خانمش بر علاوه‌ی شنیدن کنایه‌های این و آن چند روزی نگذشته، از طرف شوهرش لت وکوب هم می‌شد.

چندین بار کاکایم از سوی پدربزرگم، نصیحت شد؛ که با خانمش این‌گونه رفتار قبیح و زشت نداشته باشد. اما به غیرتش بر می‌خورد و می‌گفت: «خداوند زن را بخاطر به دنیا آودنِ طفل آفریده، حالا همین یک امر را بجا آورده نتواند پس از بودن‌اش چه فایده؟.»

همسرِ کاکایم با آنکه سن چندانی نداشت سه سال را با ظلم و ستم سر کرد. چون می‌دانست به جزء یک مادر پیر که درین اواخر حس شنوایی‌اش را از دست داده، هیچ‌کسی را ندارد. همه‌ی ما فکر می‌کردیم که کاکایم انسان فهمیده است و بعد از این همه نصیحت، دست از شکنجه خانم‌اش بر می‌دارد. اما نه! یک روز خبر اینکه کاکایم موهای سرِ خانم‌اش را تراشیده، همه را در شوک بدی قرار داد. تصمیم بر این شد که همه‌‌ی بزرگان، به شمول پدرم به خانه کاکایم بروند؛ تا حداقل از این عمل وحشت‌آور سر در آوردند، ولی باز هم همان بحث نازا بودنِ خانم‌اش، حس حیوان‌صفتی کاکایم را برانگیخته بود. هنوز سرِ تراشیده و صورت خونین آن زن را به‌خاطر دارم. آن روز با حالت زار و گریه‌های پُر سوز خود به کاکایم می‌گفت: «فقط یکبار! فقط یکبار مرا نزد داکتر بخاطر معالجه ببر، وعده می‌دهم، اگر فایده نداشت، خودم از زندگی‌ات بیرون می‌شوم» ولی کاکایم با یک پوزخند نیش‌دار گفت: «زنکه نکبت! چرا با پول تداوی تو، زن دیگر نگیرم.»

چند روزی از آن رویداد گذشت و کاکایم بخاطر طفل‌دار نشدن، خانم‌اش را طلاق داده از خانه بیرون انداخت؛ اما با این وجود جای خوشحالی بود که حداقل آن زنِ معصوم از شرّ کاکای وحشی‌ام نجات یافت. بعد از ماجرای طلاق، دیگر از آن زنِ سیاه‌بخت بی‌خبر ماندم تا امروز صبح.

باران خیلی تند می‌بارید. مردم سرشان پایین بود و سریع از کنار هم رد می‌شدند. ناگهان زن جوان و زیبایی را دیدم که پالتوی سفیدِ تن‌اش گیسوان سیاه بلندش را بیشتر در معرض دید قرار می‌داد. او با دو طفل‌ دوقلویش، سه نفری یک چتر سیاه دسته طلایی را بالای سر خودشان گرفته بودند و از روبه‌رو می‌آمدند. صدای تیک تاک کفش بلند زن جوان با صدای بارش باران در آمیخته بود؛ که ناگاه نگاهش به من اُفتاد. مستقیم به طرفم آمد و نزدیک‌تر شد تا آنکه مقابلم ایستاد و گفت: «سلام یلدا خودت هستی؟.»

خوب دقت کردم. آرایش ملیح روی صورت‌ِ او و لب‌هایش که خنده را منعکس می‌کرد به چشمانم بیگانه می‌نُمود اما قیافه‌اش انگار برایم آشنا بود؛ با آنکه نمی‌دانستم او را کجا دیده‌ام. تردید مرا که دید، یک لبخندی زد و گفت: خانمِ سابق کاکایت هستم. سر تا پایش را از نظر گذراندم. و چندبار جمله‌اش را در ذهنم مرور کردم. بله بله یادم آمد. خودش بود. زمان چه زود گذشته بود. همان زنی که کاکایم موهایش را بابت نازا بودن تراشیده بود؛ حالا مقابلم ایستاده و از گیسوهای خرمن‌اش آب باران می‌چکد. لبخندزنان مرا با دو طفلِ کم سن و سال‌اش معرفی کرد. با این عملکرد، تصویر کاکایم در ذهنم تداعی شد؛ که با وجود ازدواجِ دوم، همچنان صاحب فرزندی نیست و ازین بابت هر روز در خانه دعوا راه می‌اندازد. تازه فهمیدم که چه جفای بزرگ در حق این زن صورت گرفته است. اشک در چشمانم بر لرزه اُفتاده بود. حتی در مقابل خودم لحظه لحظه حسِ نفرتم بیشتر می‌شد. به ناچار منکر از هویتم شده گفتم: فکر کنم مرا با کسی اشتباه گرفتید؛ من یلدا نیستم.

اشتراک‌گذاریتوییتSendSendاشتراک‌گذاری

مطالب مرتبط

جنبش فانوس آزادی زنان افغانستان؛ تعیین ضرب‌الاجل ترک اماکن مهاجرین افغانستان از سوی دولت پاکستان، مغایر با اصول انسانی است

جنبش فانوس آزادی زنان افغانستان؛ تعیین ضرب‌الاجل ترک اماکن مهاجرین افغانستان از سوی دولت پاکستان، مغایر با اصول انسانی است

31 حمل 1405
یک زن جوان در جوزجان توسط شوهرش به  قتل رسید

یک زن جوان در جوزجان توسط شوهرش به  قتل رسید

31 حمل 1405
حمایت سازمان ملل از زنان؛ ۱۸ هزار زن کارآفرین در سال گذشته در افغانستان از سوی سازمان ملل حمایت شدند

حمایت سازمان ملل از زنان؛ ۱۸ هزار زن کارآفرین در سال گذشته در افغانستان از سوی سازمان ملل حمایت شدند

31 حمل 1405
کارزار واکسین فلج کودکان در غور آغاز شد

کارزار واکسین فلج کودکان در غور آغاز شد

30 حمل 1405
صوفیه سروری، ورزشکار افغانستان قهرمان رقابت‌های رزمی در آلمان شد

صوفیه سروری، ورزشکار افغانستان قهرمان رقابت‌های رزمی در آلمان شد

30 حمل 1405
بدن، قدرت و هویت زن؛ مروری بر نظریات روانکاوی و فمینیست‌ها درباره شکل‌گیری هویت جنسی زن و مرد

بدن، قدرت و هویت زن؛ مروری بر نظریات روانکاوی و فمینیست‌ها درباره شکل‌گیری هویت جنسی زن و مرد

30 حمل 1405

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرخواننده‌ترین‌ها

گلثوم و محدودیت‌های طالبانی؛ آرایشگاه مسدود شد و شغل دیگری نیست
روایت

گلثوم و محدودیت‌های طالبانی؛ آرایشگاه مسدود شد و شغل دیگری نیست

13 سنبله 1402

زحل حبیبی گلثوم همسایه‌ی ما بود؛ زنی مهربان، قاطع و دوست‌داشتنی. آن‌ روز وقتی نزد او رفتم، در حال تمیز...

Read more

کم‌خونی در میان زنان و دختران در هرات؛ ۳۰ درصد از دختران مبتلا به کم‌خونی‌اند

نزدیک به ۱۵۰۰۰ مهاجر در یک روز از پاکستان اخراج شدند

یونیسف: میلیون‌ها کودک در افغانستان از واکسیناسیون محروم مانده‌اند

بازگشت اجباری؛ ۳۲۰ خانواده به افغانستان بازگشتند

سازمان جهانی بهداشت: هیچ زنی نباید از دست‌رسی به مراقبت‌های صحی باز بماند

راوی زن

راوی زن رسانه‌‌ی آزاد است که تلاش می‌کند با نگاه ویژه به تحلیل، بررسی و بازنمایی مسایل زنان در افغانستان و جهان بپردازد.

دسته‌بندی‌ها

  • اخبار
  • ادبیات
  • افغانستان
  • تحلیل
  • جهان
  • چندرسانه
  • داستان
  • روایت
  • شعر
  • عکس
  • فرهنگ و هنر
  • فیلم
  • گزارش
  • گزارش تحقیقی
  • گفت‌و‌گو
  • هنرهای تجسمی
  • ورزش

دسترسی سریع

  • درباره ما
  • همکاری با ما
  • قوانین و مقررات
  • تبلیغات

خبرنامه راوی زن

با اشتراک در خبرنامه راوی زن خلاصه مطالب را در ایمیل تان دریافت کنید.


  • درباره ما
  • همکاری با ما
  • قوانین و مقررات
  • تبلیغات

© 2023 - تمامی حقوق برای راوی زن محفوظ است.

No Result
View All Result
  • خانه
  • خبر
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش
    • گزارش تحقیقی
  • تحلیل
  • گفت‌و‌گو
  • روایت
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • داستان
    • شعر
    • هنرهای تجسمی
  • ورزش
  • چندرسانه‌یی
    • پادکست
      • پادکست راوی زن
      • تربیون راوی
    • عکس
    • فیلم
  • ستون‌ها
  • درباره ما
    • تیم راوی زن
    • هیات نویسندگان
    • همکاری با ما

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In