راوی زن
دوشنبه 19 اسد 1405
EN
پشتو
  • خانه
  • خبر
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش
    • گزارش تحقیقی
  • تحلیل
  • گفت‌و‌گو
  • روایت
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • داستان
    • شعر
    • هنرهای تجسمی
  • ورزش
  • چندرسانه‌یی
    • پادکست
      • پادکست راوی زن
      • تربیون راوی
    • عکس
    • فیلم
  • ستون‌ها
  • درباره ما
    • تیم راوی زن
    • هیات نویسندگان
    • همکاری با ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • خبر
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش
    • گزارش تحقیقی
  • تحلیل
  • گفت‌و‌گو
  • روایت
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • داستان
    • شعر
    • هنرهای تجسمی
  • ورزش
  • چندرسانه‌یی
    • پادکست
      • پادکست راوی زن
      • تربیون راوی
    • عکس
    • فیلم
  • ستون‌ها
  • درباره ما
    • تیم راوی زن
    • هیات نویسندگان
    • همکاری با ما
No Result
View All Result
راوی زن
No Result
View All Result

دلتنگی‌های دختران برای کلاس و چوکی دانشگاه؛ این روزها می‌‌گذرد!

راوی‌ زن راوی‌ زن
28 میزان 1402
A A
دلتنگی‌های دختران برای کلاس و چوکی دانشگاه؛ این روزها می‌‌گذرد!

زحل حبیبی

حالت بد روحی‌، وادارم می‌کند تا مدام به خوددرگیری و خودآزاری پناه ببرم. در دانشگاه با اصطلاحاتی مثل دپریشن، سایکوتیک، دیس‌تایمی و… آشنا شده بودم؛ نمی‌دانم به کدام یک دچارم اما تاحالا دوبار با بغض گلوگیر که راه نفس‌ام را می‌گیرد، تا پرتگاه خودکشی رفته و در آخرین لحظات منصرف شده‌ام.
من نرگس هستم؛ دانش‌جوی سال چهارم دانشکده‌ی علوم اجتماعی، دیپارتمنت روان‌شناسی، دانشگاه بلخ. پدرم دکان کوچکی در مندوی شهر مزارشریف دارد. قبل از این‌که طالبان زنان را از کار در مؤسسه‌ها، دفاتر خارجی و داخلی و نهادهای مشابه به آن برطرف کنند، مادرم کارمند یکی از نهادهای دولتی بود. در یک خانواده‌ی هفت نفری، به‌شمول مادر و پدرم با چهار خواهر و برادر کوچک‌تر زندگی می‌کنم.
دلنشین‌ترین، شادترین و شاید تکرارنشدنی‌ترین روزهای زندگی‌ من دوران دانش‌جویی‌ام بود. با جمعی از دختران و پسرانی که همانند فامیل توأم با صمیمیت و اشتیاق، سرشار از خاطره‌های شیرین، تجربیات ارزنده و لحظات به‌یادماندنیِ زیادی، داخل یک صنف بر فرضیت علم می‌پرداختیم. اما این‌که از چه‌ بابت تصویر دختران با عالمی از آرزوهای‌شان یک‌باره از روی کرسی‌های دانشگاه محو شد را نمی‌دانم.
هربار که از مسیر دانشگاه می‌گذرم، حسی مرا وادار می‌کند تا آخرین لحظات چشم از تعمیر دانشکده‌ی علوم اجتماعی بر ندارم. همچون مادری که بعد از سال‌ها دیدار فرزندش نصیب‌اش گشته، قلبم می‌سوزد و بی‌تابی در سراسر وجودم مستولی می‌گردد.
می‌دانم در گوشه‌‌ای از محوطه‌ی دانشگاه صدای خنده‌های دختران با عالمی از آرزوهای‌شان، خاطرات‌شان از استرس‌های سیمینارها و امتحانات دفن شده‌ است.
بیش‌تر از نُه‌ ماه از بسته‌شدن دروازه‌های دانشگاه به‌روی دختران می‌گذرد اما هیچ روزی نیست که دانشگاه بلخ فکر و ذهنم را به بازی نگیرد.
روزی که اجازه‌ی ورود به دانشگاه را برای‌مان ندادند، همه شوکه شده بودیم؛ من مدت‌ها از خواب و خوراک افتاده بودم اما با این‌حال منتظر اطلاع ثانوی‌ که هیچ احتمالی برای به وقوع پیوستن‌اش نبود، ماندم. بیش‌تر از نه ماه گذشت اما در این اواخر حالم اصلا خوب نیست. شدیداً تحت فشارهای عصبی قرار گرفته‌ام. می‌دانم افسردگی دارم شاید هم از گونه‌ی مزمن و بدخیم آن. بارها به داکتر مراجعه کرده‌ام و مدتی می‌شود داروی اعصاب مصرف می‌کنم. اما حقیقتاً که هیچ خواب‌آور و آرام‌بخشی قادر به حذف کردن کابوس‌های نیمه‌شبم نیست.
از آخرین مکالمه‌ی تلیفونی‌ام یک هفته می‌گذرد که با نماینده‌ی صنف‌مان داشتم. او گریه می‌کرد و می‌گفت دیگر هیچ امیدی به آینده و زندگی ندارد؛ تا روزها یادآوری گریه‌هایش حال مرا می‌گرفت. در حیرتم از میزان صبر و تحمل هزاران دختر افغان که از حق تحصیل محروم‌اند؛ با آن‌که من و دوستانم در حالی‌که قرار بود روان‌درمان شویم، در چنگال افسردگی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم.
این حجم عظیم حقارت، بیچارگی و بی‌عدالتی هربار به سمت اتاق‌های دنج و تاریک تنهایی هدایتم می‌کند تا دوباره ملول‌تر از قبل به پیله‌ی خودم فرو بروم و همان افکار وحشتناک در ذهنم تداعی شده، شروع به خوددرگیری کنم.
داکتر همیشه توصیه می‌کند که باید امیدوار باشم و به روزهای خوب فکر کنم. چشمانم را می‌بندم، می‌خواهم آینده‌ی خیالی برای خودم مجسم کنم؛ دوباره خیالم را می‌سپارم به دانشگاه. با خود می‌گویم شاید روزی دانشگاه بلخ، شاهد حضور دوباره‌ی دختران باشد؛ در شهر و بازار هیچ نگاهی دختران را به دار وحشت نیندازد تا بیش‌تر بدن‌مان را لای حجاب اجباری فرو ببریم؛ و بعد قدم به قدم برنامه می‌ریزم که گویا به تحصیلاتم ادامه می‌دهم، از پایان‌نامه‌ی تحصیلی‌ام دفاع می‌کنم؛ شاید بخت یار باشد و معاینه‌خانه‌‌ای بگیرم تا در مخارج خانه هم بتوانم کمک دست پدرم شوم؛ شاید روزی خواهرانم مکتب بروند و مادر هم بتواند دوباره به کارش برگردد. اما هیچ خیالی به امیدواری منتهی نمی‌شود. همین که چشمانم را باز می‌کنم همه تلاش‌هایم، آرزوهایم، آینده و تحصیلاتم با یادآوری حکم منع دختران از ورود به دانشگاه، مقابل چشمانم دود می‌شود و راه گلویم را حصار می‌کند.
شرایط بد اقتصادی‌ بارها پدرم را تا مرز کشور ایران کشاند اما موفق به مهاجرت غیرقانونی به خاک ایران نشد. چه بدانم! شاید با مهاجرتِ پدرم حداقل یک روزنه‌ای به سمت زندگی‌مان نور می‌افکند و می‌توانستیم از این وضعیت بد اقتصادی نجات بیابیم. کاش راه گریزی بود! اینجا هیچ‌چیزی و هیچ‌کسی سر جای خودش نیست. سفره‌ها طعم فقر می‌دهد و جامعه بوی مخوف ناامیدی، بی‌عدالتی و تبعیض… و من و امثالِ من با روح زخمی و روان به بازی گرفته شده، مدت‌هاست بهای دختر بودن‌ را می‌پردازیم.

اشتراک‌گذاریتوییتSendSendاشتراک‌گذاری

مطالب مرتبط

از خیابان‌های کابل تا خیابان‌های مهاجرت؛ مقاومت زنان افغانستان هنوز ادامه دارد

از خیابان‌های کابل تا خیابان‌های مهاجرت؛ مقاومت زنان افغانستان هنوز ادامه دارد

18 اسد 1405
بیش از 4200 تن از پاکستان و ایران اخراج شدند

بیش از 4200 تن از پاکستان و ایران اخراج شدند

17 اسد 1405
سازمان ملل: بحران اقتصادی و جنگ خشونت بر زنان را تشدید می‌‌کند

سازمان ملل: بحران اقتصادی و جنگ خشونت بر زنان را تشدید می‌‌کند

17 اسد 1405
شماری از جنبش‌های اعتراضی زنان نشستی را برای بررسی وضعیت زنان افغانستان در ایران برگزار کردند

شماری از جنبش‌های اعتراضی زنان نشستی را برای بررسی وضعیت زنان افغانستان در ایران برگزار کردند

17 اسد 1405
سازمان جهانی بهداشت خواستار حمایت از مادران افغانستان شد

سازمان جهانی بهداشت خواستار حمایت از مادران افغانستان شد

17 اسد 1405
روز ورزش ایمن؛ دختران در افغانستان حق ورزش‌کردن را ندارند

روز ورزش ایمن؛ دختران در افغانستان حق ورزش‌کردن را ندارند

17 اسد 1405

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرخواننده‌ترین‌ها

گزارشگران بدون مرز: طالبان باید فوراً خبرنگاران بازداشت‌شده را آزاد سازند
اخبار

گزارش تازه وزارت خارجه امریکا: طالبان آزادی بیان و رسانه‌ها را به شدت محدود کرده‌اند

22 اسد 1404

وزارت خارجه ایالات متحده در گزارش سالانه حقوق بشر سال ۲۰۲۴ میلادی که به‌تازگی نشر کرده، اعلام نموده است که...

Read more

برنامه جهانی غذا از کمک اضطراری ۱.۷ میلیون دالری سازمان ملل برای حمایت از خانواده‌های افغان در برابر خشکسالی استقبال کرد

نهاد آموزش نمی‌تواند منتظر بماند: هر دختری سزاوار داشتن فرصت آموزش است

سازمان ملل: مارچ ماهی برای تجدید تعهد جمعی به برابری است

دستور تازه ی طالبان: مجریان زن تلویزیون نمی توانند با مهمانان مرد مصاحبه کنند

بحران آموزشی در افغانستان؛ توقف کمک‌های امریکا، صدها هزار کودک را از تحصیل محروم کرده است

راوی زن

راوی زن رسانه‌‌ی آزاد است که تلاش می‌کند با نگاه ویژه به تحلیل، بررسی و بازنمایی مسایل زنان در افغانستان و جهان بپردازد.

دسته‌بندی‌ها

  • اخبار
  • ادبیات
  • افغانستان
  • تحلیل
  • جهان
  • چندرسانه
  • داستان
  • روایت
  • شعر
  • عکس
  • فرهنگ و هنر
  • فیلم
  • گزارش
  • گزارش تحقیقی
  • گفت‌و‌گو
  • هنرهای تجسمی
  • ورزش

دسترسی سریع

  • درباره ما
  • همکاری با ما
  • قوانین و مقررات
  • تبلیغات

خبرنامه راوی زن

با اشتراک در خبرنامه راوی زن خلاصه مطالب را در ایمیل تان دریافت کنید.


  • درباره ما
  • همکاری با ما
  • قوانین و مقررات
  • تبلیغات

© 2023 - تمامی حقوق برای راوی زن محفوظ است.

No Result
View All Result
  • خانه
  • خبر
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش
    • گزارش تحقیقی
  • تحلیل
  • گفت‌و‌گو
  • روایت
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • داستان
    • شعر
    • هنرهای تجسمی
  • ورزش
  • چندرسانه‌یی
    • پادکست
      • پادکست راوی زن
      • تربیون راوی
    • عکس
    • فیلم
  • ستون‌ها
  • درباره ما
    • تیم راوی زن
    • هیات نویسندگان
    • همکاری با ما

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In